مقامِ عيش بى رنج ميسّر نمى شود
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۳۰ بهمن - ۱۳۹۷  
false
false


فرشته جمشيدى:*

هيچگاه تاريخ بى رنج و زحمت و بدون خونِ دل خوردن و در يك كلام به آسانى قدر و منزلت و محبوبيتى را نصيب و نثار هيچ شخصيّت حاضر و غايبى نكرده است و نمى كند و ارزان و رايگان نام نيكى را بر صحيفه ى روزگار نمى نگارد.

از سويى ديگر در ذهن و زبان تاريخ، تهمت و توهين و تحقير و ترور شخصيّتِ زنان و مردان آزاده و شريف و عدالت جو، جايى ندارد. مخدوش كردن نام نيك و شرافت و كرامت آنانى كه رداى فاخر آزادى و آزادگى به تن كرده اند و مى كنند؛ همواره بى نتيجه باقى مى ماند و آمران و عاملان به اين امر همچون كفِ روى آب زايل مى شوند. آنچه در دل تاريخ مى ماند؛ حق است و حقيقت، ايمان است و پايدارى و مقاومت در برابر بى عدالتى ها.

دل تاريخى ما مى گويد: پى بردن به سايه روشن هاى روشها و منش ها و يادآورى و بازخوانى كارنامه ى شخصيّت هايى كه در حوادث سهمگين و گوناگون مبارزه و مقاومت در راه تعميم آزادى و عدالت، دخيل و سهيم بوده اند و نشانه هايى را در “راه” نهاده اند و همچنان مى نهند؛ پاسخ و نيازى مبرم و حلّ مشكلى از مشكلات بى شمار نسلِ جستجوگرى ست كه در پىِ كمال زندگى فردى و اجتماعى اند. نسلهاى امروز و فردايمان با تأمّل و تعقّل و تعمّق، بر نشانه ها قادر خواهند شد كه راه و رسم بهارى شدن و يا خزانى شدن را از يكديگر تميز دهند و در بازيابى مسير گرفتار كمينگاهها نشوند تا راهشان ستودنى شود و نه نكوهيدنى. واقف باشند كه به قدرِ مقدور دچارِ افراط نشوند و فروغ جاويدانى را بر نيافروزند كه هم بال و پر خود را بسوزانند و هم بال و پرِ مردم را. چه زيبا گفته اند: آنانى كه تاريخ نمى خوانند؛ ذهنشان كودك باقى مى ماند؛ كودكانه تحليل مى كنند و نتيجه مى گيرند و مسير حركت بر مى گزينند.

در اين راستا براى بزرگداشت نام و ياد و خدمات و زحمات امير ارسلان حجّت انصارى كه در عرصه ى فرهنگى و اجتماعى و سياسى، محكِ تجربه نيز بر او زده شده است؛ هر يك از دوستان و ياران و همراهان وى، با بيان و قلم ارزشمند خود و با در اختيار گرفتن لفظى، روايات و حكايات و خاطرات و توصيفاتى را از پايدارى و پايمردى و پايبندى او به اصولِ اخلاقى و اجتماعى و ارزشهاى انسانى اش، گفتند و نوشتند. از اعتقاد عمیق و راسخ او به روش و منشِ مراد و مولایش امام علی(ع)، هم در مبارزه برای تعمیم عدالت و آزادی و آزادگی و هم در انزوا و سکوت و خانه نشینی!.

نمى توان مدّعى شد كه مواضع سياسى او در همه ى بحرانها و التهابات اين دوران سخت، همواره الگو و سر مشق همه ى نزديكان و دوستدارانش بوده است؛ وليكن مى توان گفت: همگان متفق القول، بر اين موضوع صحّه مى نهند كه بارزترين جلوه هاى وجودى و ويژگى هاى فكرى و عملى وى، ايمان و اعتقاد و توجّه به اصول و مبانى اخلاقى، بخصوص تقوىٰ و پرهيزگارى و رستگارىِ اوست و انطباق حداكثرىِ كلام و عمل را در او نهادينه شده مى دانند.

بر اين باورم كه هيچ انسان كامل و مطلقى وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته باشد. ترديدى نيست كه امير انصارى همچون همه ى شخصيّت هاى محلّى و ملّى و ميهنى و يا همچون همه ى مبارزان و مصلحان و پويندگان راه آزادى و عدالت، معصوم و عارى از “خطا” نبوده است؛ وليكن به ضرس قاطع مى توان گفت كه وى عارى از “خيانت” به آرمانها و باورهاى خود و مردمى بوده است كه در برهه اى حساس، از تاريخ ايران، بار امانتى را از جانب آنان در مجلس شوراى اسلامى به دوش مى كشيد. هيچگاه به اعتبار آرايى كه از مردم ستانده بود؛ ادعاى قيموميت و ولايت بر آنان را نداشت.
راه و روش و مراعات اصول اخلاقى حاكم بر دوران تبليغات انتخاباتى اش، ضمن به تجربه گذاشتن توأمانِ انديشه و عمل، الگو و سرمشقى شد براى نمايندگان صديقى كه دست و دل و پاى شان “گيرِ” جاى ديگرى نبوده و نيست. او بر اين عقيده بود: آن كس كه قادر است خود را بفروشد؛ مى تواند ديگران را نيز به خريد و فروش وادار كند و هر عرصه اى را به بازارى و ميدانى براى معامله مبدّل كند. در هيچ برهه اى او گِرد هيچ قدرتى نچرخيد و جذب هيچ كژراهه اى براى دستیابی به ثروت و بقاى قدرت نشد؛ همواره به صورتى راستين، از يك طرز تفكّر و يك مجموعه عملكرد باقى ماند. توصيه و صراحت كلام و كنايه هاى رساتر از تصريح او، در اينكه هدف وسيله را توجيه نمى كند و هدف و وسيله و روش بايد در راستاى هم باشند؛ و براى دستيابى به هدف -هر چند متعالى- نمى توانيم از روشهاى غير اخلاقى بهره بجوييم؛ زيرا پس از رسيدن به هدف، اين روش غلط و ناپسند به صورت يك عادتِ انحرافى در ذهن و ضمير آدمى باقى مى ماند؛ و جبران و رهايى از آن غير ممكن مى شود؛ همواره مورد تقدير و تحسينِ همگان بوده است. او معناى اين كلام خدايى را به زيبايى و با تمام تار و پودِ وجودش دريافته است كه: تغيير نمى كند احوال قومى، مگر آنكه خود را تغيير دهد.به راستى اينچنين نمايندگان آزاد منش و سليم النفس و اخلاق مدار و عدالتجويى كه سوگمندانه، تعدادشان بسيار معدود است و محدود، قادرند مجلسى تشكيل دهند كه مجلسِ ناظر و چشمِ بيناى مردم و در يك كلام، در رأس امور باشد.

” خوش درخشيد ولى دولتِ مستعجل بود”.

سخنم کلّی ست؛ نیاز به بازگو کردن گستره ی آن نیست. نه او اهل پذیرش تعریف و تمجید است؛ و نه قلمم یارایِ یاد آوری آن خصائل و کردار نیکو و خیرخواهانه را دارد.

امّا بر آنم كه پرواز ديد را در يك قدمى نگه نداريم و بسيار دورتر از يك نگاهِ معمولى، ظواهر را به كنارى بگذاريم و روى مستور آن را با نگاهى وسيعتر، به تماشا بنشينيم. از آنجايى كه زن و مرد در زندگى مشترك بر يكديگر تأثير مى گذارند و تأثير مى پذيرند؛ و به روايتى در فلسفه ى خلقت “گويا” مكمل يكديگرند و در كنار يكديگر گنجانده مى شوند و نيك و بد، زشتى و زيبايى، تلخى و شيرينى و بيداد و دادِ روزگاران نصيب هر دوى آنان مى شود؛ لذا بر اين باورم كه امير انصارى، چه در آن دوران مبارزه و زندان در نظام شاهنشاهى، و چه پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه مسئوليتِ خطير رياست سپاه لاهيجان را در اوجِ هيجانات انقلابى و كوره ى حوادث و تندورى ها و مطالبات حداكثرىِ تمامى گروهها و دستجات سياسى به عهده گرفته بود و با عقلانيت سياسى منحصر به فرد خود، از بروز هر گونه فاجعه در شهر جلوگيرى به عمل آورده بود؛ و چه در آن زمان كه به طبقه ى مسلط سياسى (نمايندگى مجلس شورا) وارد شده بود و خانه اش مأمن بسيارى از فعالان مدنى و اجتماعى بود؛ و چه آن هنگامى كه حاشيه نشين سياست شد؛ و در هر حال و احوالى و در هر موقعيّت و شرايطى توانست كه حيات شخصى و سياسى اش را مطابق الگو و طرحِ مطلوبش ترسيم و تدوين كند و به منصه ى ظهور برساند؛ به يقين علاوه بر خصوصيّات و ويژگى هاى فردى و فكرى و شخصيّتى اش، اين موفقيّت ها را مرهون و مديونِ تحمّل و صبر و شكيبايى همسر گرانقدرش ” طوبىٰ خانوم” و زندگىِ مبتنى با تفاهم اوست. در همه ى آن ايّام كه به علّت مشغله هاى فراوان، به صورتى پيدا و پنهان خانه خالى از وجود پدر بود؛ طوبىٰ خانوم يارِ مبارزه ى مرد، قفس تنگ تعاريفِ وظایف زنانه و مردانه را شكست؛ روى پاى خود ايستاد و زمام زندگى را به دست گرفت؛ با موانع جنگيد و در اين فراز و نشيب ها از پسِ مشكلات، سربلند بيرون آمد و موتورِ محرّك و عاملِ انرژى بخش و پشتوانه اى قابل اتكا و در یک كلام، بسانِ طیف گسترده ای از یاران، “انصار” ی شد، براى امير انصارى.

اين مختصر، خود حجّتى ست بر بردبارى و صبورىِ طوبىٰ خانوم كه در صبر هم صابر بود و براى دستيابى به تمايلات و تعلّقلاتِ اين دنيايى اش، منتظرِ هيچ فرجى نبود. بسيارى از تمنيّات خود را زير پا گذاشت و فنا كرد تا همسرش، همچنان اميرِ عرصه ى اخلاق باقى بماند.

به راستى “طوبىٰ ” همان درخت سخاوتمندِ سايه گستره بهشتى ست؛ كه آرامش و آسايشِ بهشتى را در زير سايه اش، تجربه مى كنى و از هر شاخه ى سر به فرود آورده اش بهره ها مى جويى.
تو و طوبى و ما و قامت يار
فكر هر كس به قدرِ همّت اوست.


پایگاه خبری تحلیلی با مردم : انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود و مسئولیت آن برعهده نویسنده است.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true