این زن مطلقه و 3 نوچه اش با وینچستر اسلامشهر را به هم ریختند
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ مهر - ۱۳۹۸  
false
false

4ksye crop c0 5 0 5 700x394 75 600x338 - این زن مطلقه و 3 نوچه اش با وینچستر اسلامشهر را به هم ریختند

صاحبان مغازه ۲ برادر بودند که مثل هر روز، پیش از ساعت ۲ بعدازظهر قصد داشتند مغازه را تعطیل کرده و برای صرف ناهار و استراحت به خانه شان بروند، اما در آخرین دقایق با شنیدن صدای گلوله به وحشت افتادند. گلوله از یک سلاح وینچستر شلیک شد و به شیشه ویترین مغازه اصابت کرد. همزمان ۲ جوان نقابدار که یکی از آن ها اسلحه وینچستر در دست داشت، وارد طلافروشی شدند و به تهدید ۲ برادر پرداختند.

هر دوی آن ها از ترس جانشان روی زمین دراز کشیدند و یکی از سارقان شروع به جمع آوری طلا های پشت ویترین کرد. ظرف مدت کوتاهی دزدان مسلح با سرقت یک کیلو و ۳۰۰ گرم طلا از مغازه بیرون دویدند و سوار بر موتوری که بیرون از مغازه پارک کرده بودند، متواری شدند.

یکی از سارقان، بیرون طلافروشی مردم را تهدید می کرد. پلیس وارد می شود. با گزارش ماجرا به پلیس، تیمی از کارآگاهان به دستور سرهنگ اسکندر جوادی منش، رئیس پلیس آگاهی اسلامشهر راهی محل حادثه شدند. بررسی های اولیه از این حکایت داشت که مغازه طلافروشی پیش از این، مغازه بدلیجات بوده که پس از تبدیل شدن به طلافروشی، مسائل امنیتی در آن برای پیشگیری از سرقت به خوبی به کار گرفته نشده بود. کارآگاهان همچنین متوجه شدند که دزدان از یک موتورسیکلت برای اجرای این نقشه استفاده کرده بودند که کمی بعد معلوم شد این موتورسیکلت حدود یک هفته قبل تر، از یکی از محله های پایتخت سرقت شده بود.

ردپای یک زن

تیم تحقیق که حدس می زد سارقان مسلح از قبل این مغازه را برای سرقت انتخاب کرده بودند، به بررسی های خود ادامه داد و در ادامه به سرنخ هایی از یک زن جوان دست یافت. به گفته صاحبان مغازه، این زن در روز های قبل چندبار وارد مغازه آن ها شده و قیمت طلا ها را پرسیده بود. مأموران حدس می زدند که او یکی از اعضای باند سرقت بوده و در حقیقت برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز سارقان به طلافروشی مراجعه کرده است.

کارآگاهان به بررسی های خود ادامه دادند، اما کیفیت پایین دوربین های مداربسته، روند تحقیقات را کند کرده بود. با این حال، جست وجو ها ادامه یافت و مأموران متوجه شدند که سارقان مسلح پس از فرار از طلافروشی، موتورسیکلت سرقتی را حدود یک کیلومتر آن طرف تر و در یکی از خیابان ها رها کرده و این بار سوار بر یک خودروی پراید به فرار خود ادامه داده اند. بررسی اطلاعات به دست آمده و سرنخ های به جا مانده از دزدان در نهایت باعث شد که کارآگاهان موفق به شناسایی ۲ مظنون شوند. آن ها ۲ پسر جوان بودند که در یکی از محله های شهرستان بهارستان زندگی می کردند و تیم تحقیق با زیرنظر گرفتن آن ها دریافت که سرقت از سوی این ۲ جوان صورت گرفته است. دزدان پس از دستگیری صحنه سرقت را بازسازی کردند.

طلا های مسروقه در خانه پدری

دستور بازداشت دزدان صادر شد و کارآگاهان در ۲ عملیات همزمان وارد مخفیگاه آن ها شده و هر ۲ متهم را دستگیر کردند. آن ها که چاره ای جز بیان حقیقت نداشتند، به سرقت مسلحانه اعتراف کردند و معلوم شد که طلا های مسروقه در خانه پدری یکی از دزدان نگهداری می شود. مأموران راهی این خانه شدند و توانستند طلا ها را که به طرز ماهرانه ای در داخل جاروبرقی جاسازی شده بود، کشف کنند. در بازجویی از سارقان معلوم شد که طراح اصلی نقشه سرقت، یکی از دوستان آن ها به نام فرامرز بوده و اعضای این باند قرار بوده در ابتدا به یک طلافروشی دیگر دستبرد بزنند، اما وقتی یک روز آنجا را زیرنظر گرفتند، متوجه شدند که از نظر امنیتی از وضعیت خوبی برخوردار است و به همین دلیل بی خیال سرقت از آنجا شده بودند.

یکی از دزدان دستگیر شده در اعترافات خود گفت: با فرامرز (طراح اصلی نقشه سرقت) دوست و بچه محل بودیم. وقتی او نقشه اش را با ما در میان گذاشت و گفت که به راحتی پولدار می شویم، وسوسه شدیم و قبول کردیم که سرقت را انجام دهیم، چون همه ما بیکار بودیم و بی پول. وی ادامه داد: من از مدتی قبل با زن جوانی به نام سحر که از شوهرش جدا شده و تنها زندگی می کرد، دوست بودم. طبق نقشه فرامرز، سحر وظیفه داشت که به عنوان مشتری به طلافروشی برود و موقعیت آنجا را به طور کامل شناسایی کند. پس از آن فرامرز دو، سه روز این مغازه را زیرنظر گرفت و ساعات رفت وآمد صاحبان طلافروشی و بهترین زمان ممکن برای دستبرد به آنجا را شناسایی کرد. البته او در ابتدا طلافروشی دیگری را نشان کرده بود، اما بعد گفت که ریسک سرقت از آنجا بالاست و در نهایت گفت که باید به یک طلافروشی در خیابان مهدیه دستبرد بزنیم.

متهم گفت: ما برای اجرای نقشه سرقت یک سلاح وینچستر خریدیم و یک موتورسیکلت هم سرقت کردیم که گیر نیفتیم. روز سرقت، نه فرامرز حضور داشت و نه سحر. من و عضو دیگر باند ابتدا با پراید من و موتور سرقتی راهی سرقت شدیم. بعد خودروی پراید را چند خیابان آن طرف تر پارک کردیم و هر دو با موتور راهی طلافروشی شدیم و نقشه سرقت را عملی کردیم. حتی پس از سرقت طلا ها را پنهان کردیم و قرار شد برای اینکه شناسایی نشویم، صبر کنیم که آب ها از آسیاب بیفتد و بعد طلا ها را بفروشیم و پول آن را تقسیم بر ۴ کنیم، اما پیش از آن توسط پلیس دستگیر شدیم.

به گفته سردار محسن خانچرلی، فرمانده انتظامی غرب استان تهران، با اعترافات دزدان دستگیر شده همدستان آن ها نیز به دام افتادند و طلا های سرقتی به مالباختگان بازگردانده شد. وی ادامه داد: متهمان دستگیر شده فاقد سابقه کیفری هستند و برای ادامه تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفته اند.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true