دوشنبه, 28 اردیبهشت 1405 Monday, 18 May , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 50517 تعداد نوشته های امروز : 9 تعداد دیدگاهها : 2740×
غنی‌سازی از دست‌رفته و فرصت‌های سوخته
30 شهریور 1404 ساعت: 3:42
شناسه : 314753
20
یادداشت محمد پوریا بهشتی؛

کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه، روز گذشته در مورد اسنپ بک و غنی سازی گفته است: ملاً در حال حاضر فعالیت‌های غنی‌سازی نداریم، پس فعال‌سازی مکانیسم ماشه به بهانه عدم اجرای تعهدات هسته‌ای از سوی ایران، موضوعیت ندارد و بی‌معنا است» این جمله ساده اما بسیار معنادار، پرده از واقعیتی برداشت که کمتر به آن پرداخته می‌شود. معنای این حرف این است که ایران در موقعیتی نیست که بتواند از «غنی‌سازی» را درحال حاضر اجرایی کرده و از آن استفاده کند.

نویسنده : محمد پوریا بهشتی منبع : امتداد
پ
پ

کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه، روز گذشته در مورد اسنپ بک و غنی سازی گفته است: ملاً در حال حاضر فعالیت‌های غنی‌سازی نداریم، پس فعال‌سازی مکانیسم ماشه به بهانه عدم اجرای تعهدات هسته‌ای از سوی ایران، موضوعیت ندارد و بی‌معنا است» این جمله ساده اما بسیار معنادار، پرده از واقعیتی برداشت که کمتر به آن پرداخته می‌شود. معنای این حرف این است که ایران در موقعیتی نیست که بتواند از «غنی‌سازی» را درحال حاضر اجرایی کرده و از آن استفاده کند.

حالا به یک ماه قبل و صدور بیانیه جبهه اصلاحات باز گردیم که در آن یک بند وجود داشت که به خاطر آن به جبهه اصلاحات حمله شد. در این بند پیشنهاد شده بود تا ایران «اعلام آمادگی کند برای تعلیق غنی سازی در قابل رفع تحریم ها» در چنین شرایطی،  پیشنهاد جبهه اصلاحات برای اعلام تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی و دریافت امتیاز در قبال آن، آیا نمی‌توانست یک ابتکار عمل معقول باشد؟ منطق پیشنهاد روشن بود: وقتی در عمل فعالیتی وجود ندارد، بهتر است همین واقعیت به‌صورت رسمی و در قالب یک تصمیم سیاسی عرضه شود و در قبال آن امتیاز گرفته شود. به بیان دیگر، «هیچ» را می‌شد به «چیزی» تبدیل کرد.

اما این مسیر هرگز طی نشد. چرا؟ به دلیل حملات سنگین جریان‌های سیاسیِ تأثیرگذار بر تصمیم‌سازی که بیانیه اصلاح‌طلبان را «خطرناک» و «خیانت» معرفی کردند. همان جریانی که در زمستان 1403 وقتی ترامپ فرمان اجرایی را امضا کرد با برچسب‌زنی و اتهام، مسیر هرگونه مذاکره را بست و حتی با استناد به تحلیل‌های نادرست، مدعی شد آمریکا به دنبال خلع سلاح متعارف ایران است. این نوع آدرس‌دهی‌های غلط، تصمیم‌گیری را برای نظام دشوارتر کرده و به جای گشودن گزینه‌های جدید، دایره انتخاب‌ها را محدود کرده است.

نتیجه روشن است: امروز ایران نه توان فعال غنی‌سازی دارد و نه امتیاز توقف آن را. بیانیه جبهه اصلاحات می‌توانست راهی برای تبدیل «ناتوانی» به «امتیاز» باشد؛ یا امتیازی گرفته می‌شد و توافقی شکل می‌گرفت، یا در صورت عدم تحقق، تغییری در وضع موجود ایجاد نمی‌شد. اما با فشار و جنجال سیاسی، حتی این امکان هم از میان رفت.

آنچه باقی مانده، وضعیتی است که کشور نه ابزار چانه‌زنی دارد و نه دستاوردی برای نشان دادن. خطای اصلی نه در «نداشتن توان» که در «از دست دادن فرصت تبدیل آن به امتیاز» است. و این دقیقاً همان خسارتی است که تصمیم‌سازی یک‌جانبه و مبتنی بر حذف صداهای متفاوت به کشور تحمیل کرده است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.