×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

  .::.   برابر با : Wednesday, 18 May , 2022  .::.  اخبار منتشر شده : 1 خبر

امروزه برخلاف گذشته افزایش پیوند و ارتباطات در حالت خاص قرار گرفته است. که امکان دخالت و کنترل دولتها بر آن اندک و در مواردی خارج؛ و رسانه ها به تنهایی خود یکه تازی می کنند و بر همه جنبه ها و عرصه های زندگی انسان نظر و تاثیر بی بدیل دارند.

بامردم/  دکتر یوسف احمدی قاسم آبادی

در عصر حاضر اهمیت رسانه ها و مطبوعات بر کسی پوشیده نیست. در این عصر حکومت تکنولوژی، صنعت، علم، پول، ارتباطات، دموکراسی، جنبش ها و… خود نمایی دارند. نیز از ویژگی های برجسته و مهم عصر حاضر پدیده جهانی شدن است. بطوریکه جهان برخلاف گذشته بسیار کوچک و بهم نزدیک، و بعضا بر هم منطبق گشته اند. با کمی اغماض بمنزله نقطه ای در آمده است. این نزدیکی و فشردگی زمان و مکان، نیاز به شناخت و تحلیل دارد. یطوریکه غفلت از آن ادامه زندگی را با مشکل روبرو خواهد ساخت. در این فرآیند بسیاری و شاید همه چیز بو و رنگ جهانی به خود گرفته و می گیرد. در این بستر آن کشور و یا کشورهایی که دارای توان و قدرت مادی و معنوی بیشتری دارند، از نمود و تاثیرگذاری بیشتری برخوردار است.

images 7 360x250 - عصر اقتدار و امپراطوری رسانه ها
ماهیت این عصر
خصوصیات زندگی در عصر جهانی: ۱- بدلیل سلطه قدرت، ثروت و تولید تکنولوژی های ارتباطی پیچیده و قدرتمند، آرامش گذشته به تنش و هیاهوی ویژه و منحصر بفردی تبدیل شده است.
۲- راست آزمایی و رسیدن به حقیقت به مراتب کاری سخت و در مواردی محال بنظر می رسد.
تولید انواع رسانه های مدرن در کنار نوع سنتی آن توانسته است در چهره فرهنگ، اقتصاد، سیاست و… طوری دستکاری کند، که از رسانه ها بعنوان تحولگر و تحول ساز ممتاز و بی بدیل یاد می شود. بطوریکه هیچ کس نمیتواند از اهمیت و نقش رسانه ها غفلت کند. آنها می توانند هر چهره ای را خراب، آباد، بازسازی و یا بازتولید کنند! و اصلا چهره جدیدی را خلق کنند.
« طرح و خلق جهانی شدن» نمونه ای از این ادعاست. در دهه های اخیر قدرت، سلطه و هنر رسانه ها توانست، اصطلاح و پدیده جهانی شدن را که؛ تعریف و مفهوم روشنی بر آن مترتب نیست؛ به دنیا عرضه کند. و در مواردی آنرا بد نام سازد. و در آن شک و تردید ایجاد کند.
امروزه برخلاف گذشته افزایش پیوند و ارتباطات در حالت خاص قرار گرفته است. که امکان دخالت و کنترل دولتها بر آن اندک و در مواردی خارج؛ و رسانه ها به تنهایی خود یکه تازی می کنند و بر همه جنبه ها و عرصه های زندگی انسان نظر و تاثیر بی بدیل دارند. بطوریکه فرار از آن ممکن نیست. و آنکه قوی تر است؛ سلطه و سیطره بیشتری دارد. لذا انواع ادغام ها و استحاله فرهنگی صورت میگیرد. آنگاه تا حدودی از خودبیگانگی و تغییر ماهیت نیز مشاهده می شود! اگر موارد مذکور بد و منفی است؛ بی تردید کارکرد های مثبتی چون: پنهان کاری ها اندک، دسترسی آسان به اطلاعات، تنوع اطلاعات، تولید محصولات نو، افزایش میزان آگاهی، باخبر شدن از همه جهان، افزایش سرعت و…نیز دارد.
البته همه پدیده های اجتماعی دارای کارکردهای مثبت و منفی اند. و نباید تنها انتظار، کارکرد مثبت داشت. که تاکنون چنین چیزی بوجود نیامده است. نقش جسورآنه و اصلی رسانه ها تا بدآنجا ادامه دارد؛ که می خواهند همه را در خود و در یک فرهنگ غالب ادغام کنند. البته تا حدودی هم موفق بوده است( تهاجم فرهنگی). اما بعید بنظر می رسد، که به یکسان سازی مطلق نایل گردد. چند صدایی و چند فرهنگی ارزش و اعتبار خاص خود را دارد. که باید از آن پاسداری کرد.
تاریخچه رسانه ها

%C2%BB%C3%AA%C3%A4%C2%AC %C2%A6%C3%A4%C2%A6%C3%AE%C3%A71 - عصر اقتدار و امپراطوری رسانه ها
رسانه ها امری فراگیر، در مقیاس جهانی عمل می کنند. و کلاسی به بزرگی دنیا را شکل می دهند. رسانه های عمومی در ایران با انتشار «کاغذ اخبار» در دوره قاجار، زمان سلطنت محمد شاه، به مدیریت میرزا صالح شیرازی، حدودا ۱۸۵ سال پیش آغاز گردید. وی روزنامه نگاری را در انگلستان آموخته بود.
اما در دنیای غرب قدمت آن به بیش از ۴ قرن پیش بر میگردد. امروزه، تلویزیون از پرمخاطب ترین رسانه در جهان مطرح است. که دارای قابلیت های ویژه ای است. در کنار تلویزیون، ماهواره ها با قدرت و اهمیت ویژه ای که دارند، تمام نقاط دنیا را از طریق فضا به اطراف تحت پوشش قرار می دهند. در کنار آنها رسانه اینترنت از طریق کامپیوتر و شبکه های مخابراتی دارای قابلیت های صوتی- تصویری؛ این رسانه اساسی در کنار سایر رسانه ها در دنیا یکه تازی و حکومت میکند. که دارای وظایف متعدد از قبیل؛ خبری، آموزشی و … است. آنها می توانند مخرب و سازنده باشند. اعتمادساز و یا ضد آن باشند. احساس خوب، بد و… دارند. کارکردهای تضادگونه آن ها از مسایل جدی عصر حاضر است. با همه این اوصاف زندگی بدون آن ها سخت و یا شاید غیرممکن بنظر می رسد.
توسعه وسایل ارتباط جمعی ( رسانه های جمعی ) قدرت انسان ها، آگاهی، امر کنترل را افزایش داده است. ازینرو باید شیوه اطلاع رسانی باید مفید، جذاب و به روز باشد. و گرنه مخاطبی نخواهد داشت. در جامعه، رسانه ها با زندگی مردم پیوندی ناگسستنی یافته اند. لذا کنترل دولت ها بر رسانه ها باید مورد تجدید نظر جدی قرار گیرد. و از حالت بسته و خود خوآهانه خارج، و گرنه بی مخاطب خواهند بود. ما چه، نسبت به رسانه ها بدبین باشیم، یا خوشبین، آنها راه خود را ادامه میدهند. و از اختیار ما تا حدودی خارج شده است. در این مسیر مردم و دولت ها هستند؛ که باید با آن دمخور و دمساز شوند. آگاهانه و با برنامه برخورد کنند. هدایت صد درصدی آن یک خواب و خیال بیش نیست. اما سرمایه داری در این رهگذر از بهره ویژه ای برخوردار است. و آزادی رسانه ها را می تواند از معنا و رسالت بیندازد. این یک شک، تردید و ادعا ی صرف نیست؛ بلکه عین حقیقت است.
در سایه نفوذ سرمایه داری بر رسانه ها، تشخیص واقعیت و غیر واقعیت ناممکن گشته است. اینجاست که در امر قضاوت باید بسیار حساس بود. بعضا  سیاست، سکوت و عبور منفعلانه چاره ساز است. موضع گیری در میان انبوه خبر و اطلاعات کاری سخت وعقلایی بنظر نمیرسد. چون، حقیقت ممکن است تحریف، و مه آلود کردن فضا براحتی صورت می گیرد. بجای شفاف سازی، گیجی و سردرگمی حاکم میشود!
انگار رسانه ها دارای رسالت دیگری شده اند؛ که رسیدن به واقعیت جز اهداف آنها نیست. بلکه رسیدن به سلطه و قدرت بر هر واقعیتی سایه و حکومت دارد. و چه می دانیم؛ که پایان آن چیست و کجاست؟ با توجه به موارد مذکور اگر بگوییم که امروزه، «عصر حکومت و امپراطوری رسانه هاست»، بی ربط نگفته ایم. و معرفی پدیده «جهانی شدن» و هر پدیده دیگری خارج از کانال رسانه ها ممکن نبوده، و نیست. و چه بسا ممکن است این رسانه ها با این توان و هنری را، که یافته است؛ می توانند؛ هرچیزی را بلند یا بر زمین کوبند!
هوشیاری و واقع بین بودن در چنین شرایطی دستخوش رسانه هاست. لذا باید یک انسان دیگری شد. متناسب با رسانه ها و راه حل مناسب یافت. اکنون چاره ای نیست که نگاه به رسانه ها را از حالت سنتی و مطلق خارج کنیم. و امر توسعه را تقویت نماییم. بی اعتمادی به رسانه های سنتی، مدرن و حکومتی باعث شده است؛ که بعضی از کشورهای درحال توسعه به خود آمده، و فضا را بازتر کرده اند. البته دیگر به گذشته بر نمی گردد. شیشه و ساختار کاخ اعتمادها، یکه تازی ها، شکست و ترک برداشته، و دیگر امیدی به بازگشت نیست. حاکمان دیگر نمیتوانند چون گذشته خواب راحت داشته باشند. زیرا چشم و گوش های زیادی رفتار آنها را رصد، و زیر نظر دارند. بعضا وظایف و رسالتها، دگرگون گشته است. حرکت در چنین شرایطی، شناخت خاص خود را طلب میکند.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.