به دنبال ممنوعیت ورود هواپیمای ایرانی به لبنان، این کشور دستخوش بحران شد. هواداران حزب الله در اعتراض به اقدام دولت در بستن فرودگاه بیروت بر روی هواپیماهای ایرانی، دست به تظاهرات زدند. ارزیابی ها این است که دولت نواف سلام که از زمان آغاز به کار در راستای همکاری نزدیک با سفارت آمریکا در لبنان عمل می کند. همچنین برخی معتقدند که این اقدامات به منظور کارشکنی در مسیر برگزاری مراسم تشیع پیکر«سید حسن نصرالله» صورت می گیرد. اما نخست وزیر لبنان گفته است که «شرکت ایرانی که هواپیمای آن عازم بیروت بود، تحت تحریم های اروپا قرار داشت» در واقع لبنان به این بهانه که هواپیمای ایرانی تحت تحریم اتحادیه اروپاست از همکاری با ایران خودداری می کند.
آنهم لبنانی که سالها تحت حمایت های مادی و معنوی ایران توانسته بود بخش مهمی از خاک خود را از طعم صهیونیست در امان نگه دارد. حالا از روزهایی که هواپیماهای ایرانی در سوریه به زمین مینشستند مدتها گذشته است. دولت اسد در سوریه سقوط کرد، سیدحسن نصرالله در لبنان و هنیه از حماس، به شهادت رسیدند.
اگرچه مردم غزه همچنان بر مسیر مقاومت پایبندند، اما تحریمهایی که زمانی «کاغذپاره» میخواندیم، امروز نهتنها مسیر اقتصاد ایران، بلکه حتی سرنوشت پروازها در لبنان را هم تعیین میکند. باید به ۲۰ سال پیش بازگشت، به سال ۱۳۸۴، زمانی که اداره کشور به دست احمدینژادها و جلیلیها سپرده شد. در آن روزها، سندی برای چشمانداز ۲۰ ساله ایران نوشتند که یکی از اهدافش، تبدیلشدن ایران به قدرت اول منطقه بود. اکنون دو دهه گذشته و آن سند، گویی به دست فراموشی سپرده شده است.
امروز، نزدیک به نیمی از مردم در نظرسنجیها اذعان دارند که امیدی به بهبود اوضاع در آینده ندارند. این میراث سیاستمدارانی است که کشور را در مسیری قرار دادند که سه دولت پس از آنان هم نتوانستند از تبعاتش رهایی یابند. آنها در رؤیاهای خود میپنداشتند که با تحریم نفت ایران، قیمت جهانی نفت به ۲۵۰ دلار خواهد رسید. اما آیا این فقط یک توهم بود؟










ثبت دیدگاه