چهارشنبه, 16 اردیبهشت 1405 Wednesday, 6 May , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 50376 تعداد نوشته های امروز : 10 تعداد دیدگاهها : 2738×
ناترازی برق؛ آینه توسعه نایافتگی تحمیل‌شده
17 اردیبهشت 1404 ساعت: 0:09
شناسه : 306388
5

بحران ناترازی برق در ایران، که این روزها خودش را با قطعی مکرر برق نشان میدهد، یک مشکل فنی یا مقطعی نیست؛ ریشه‌اش به یکی از مهم‌ترین شکاف‌های ساختاری کشور بازمی‌گردد با عنوان «عدم تناسب میان رشد مصرف انرژی و توسعه زیرساخت‌های تولید و انتقال برق.» شکافی که در طول یک دهه و نیم گذشته عمیق‌تر شده و امروز به یکی از جدی‌ترین گلوگاه‌های اقتصادی ایران تبدیل شده است.

نویسنده : داوود حشمتی منبع : امتداد
پ
پ

بحران ناترازی برق در ایران، که این روزها خودش را با قطعی مکرر برق نشان میدهد، یک مشکل فنی یا مقطعی نیست؛ ریشه‌اش به یکی از مهم‌ترین شکاف‌های ساختاری کشور بازمی‌گردد با عنوان «عدم تناسب میان رشد مصرف انرژی و توسعه زیرساخت‌های تولید و انتقال برق.» شکافی که در طول یک دهه و نیم گذشته عمیق‌تر شده و امروز به یکی از جدی‌ترین گلوگاه‌های اقتصادی ایران تبدیل شده است.

در قلب این ناترازی، یک واقعیت تلخ اقتصادی نهفته شده با عنوان تحریم‌ها. از زمانی که درآمدهای ارزی ایران به واسطه تحریم‌های سنگین نفتی و بانکی کاهش یافت، دولتها دیگر نتوانستند آن‌طور که باید در زیرساخت‌های حیاتی – مثل صنعت برق – سرمایه‌گذاری کند. پروژه‌های توسعه‌ای یکی‌یکی به تعویق افتادند و روند فرسایش تجهیزات، بر عقب‌ماندگی فنی کشور افزود. در واقع، برق در ایران قربانی سال‌ها توسعه‌نیافتگی تحمیلی‌ست.

عامل دوم، قیمت‌گذاری غیرواقعی برق است. برق در ایران با نرخی عرضه می‌شود که نه بازتاب‌دهنده هزینه واقعی تولید است و نه محرکی برای صرفه‌جویی. وقتی مصرف‌کننده فشار هزینه‌ای احساس نمی‌کند، طبیعتاً انگیزه‌ای برای کاهش مصرف ندارد. در مقابل، دولت هم نمی‌تواند قیمت برق را واقعی کند، چون جامعه زیر بار فشار شدید تورم و کاهش قدرت خرید است. در کشوری که تورم نزدیک به یک دهه دو رقمی و بالا بوده، افزایش قیمت انرژی می‌تواند تبعات اجتماعی سنگینی داشته باشد.

در چنین شرایطی، صنعت برق به یکی از آن کالاهایی تبدیل شده که در ادبیات اقتصادی به آن کالای غیراقتصادی می‌گویند؛ مثل آموزش، بهداشت یا امنیت. کالاهایی که بازگشت سرمایه مستقیم ندارند و دولت‌ها معمولاً موظف‌اند با یارانه آن‌ها را تأمین کنند. اما واقعیت این است که تأمین برق با قیمت پایین و سرمایه‌گذاری بالا، خارج از توان دولت و خارج از انگیزه بخش خصوصی است.
هیچ سرمایه‌گذار عاقلی حاضر نیست وارد صنعتی شود که سوددهی جذابی ندارد، قیمت فروش در آن دستوری‌ست و سرمایه‌اش ممکن است سال‌ها قفل بماند. طبیعی‌ست که سرمایه‌ها به سمت بازارهای مالی، املاک، طلا و ارز بروند؛ جاهایی که هم بازدهی بالایی دارند، هم نقدشوندگی. نتیجه اینکه  صنعت برق تنها می‌ماند، فرسوده می‌شود، و عقب‌تر از رشد مصرف حرکت می‌کند.

این ناترازی، اکنون خودش را در خاموشی‌های گسترده، فشار به صنایع و حتی تهدید پایداری شبکه برق ملی نشان می‌دهد. با این حال، برخی تلاش می‌کنند آن را نه به عنوان پیامد طبیعی تحریم و توسعه‌نیافتگی، بلکه در چارچوب توطئه ببینند. در نگاه آنان، دولت آگاهانه مردم را تحت فشار می‌گذارد تا نظام را مجبور به توافق کند. این تحلیل، نه‌تنها فاقد پشتوانه واقعی‌ست، بلکه با تجربه سال‌های اخیر هم نمی‌خواند. تجربه نشان داده که در شرایط بحران اقتصادی اتفاقا حاکمیت اجازه هیچ توافق و حتی مذاکره ای را نخواهد داد. بنابراین، این وضعیت نه یک بازی سیاسی، بلکه حاصل انباشتی از ناکارآمدی تحمیلی، تحریم، و نبود سرمایه‌گذاری‌ست.

راه حل چیست؟

قبل از هر چیز، باید پذیرفت که بدون رفع تحریم‌ها و بازگشت ایران به چرخه مالی جهانی، امکان اصلاح این ناترازی وجود ندارد. انرژی، به‌ویژه برق، صنعتی بلندمدت و سرمایه‌بر است؛ اصلاح آن با دستور و مدیریت روزانه ممکن نیست. حتی با رفع تحریم‌ها نیز، بازسازی و توسعه صنعت برق به یک تا دو سال ختم نمی‌شود. این کار، پروژه‌ای ده‌ساله و نیازمند برنامه‌ریزی، منابع پایدار و اعتماد سرمایه‌گذار است.

در نهایت، ناترازی برق، فقط درباره برق نیست. درباره نحوه اداره کشور در دوران تحریم، درباره اولویت‌های اقتصادی، و درباره نگاهی‌ست که باید از امروز به آینده داشته باشیم. برق، سیم‌کشی زیر پوست یک اقتصاد مدرن است. اگر این سیم‌ها فرسوده باشند، دیر یا زود همه چیز خاموش می‌شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.