چهارشنبه, 16 اردیبهشت 1405 Wednesday, 6 May , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 50376 تعداد نوشته های امروز : 10 تعداد دیدگاهها : 2738×
از ارومیه تا اورسوند؛ دو نگاه، دو سرنوشت!
21 مرداد 1404 ساعت: 16:03
شناسه : 311901
7

دیگر آبی برای دریاچه ارومیه نمانده است.این احتمالاً دقیق‌ترین توصیفی است که می‌توان از حال و روز این پهنه آبی در تابستان ۱۴۰۴ ارائه داد.پهنه‌ای که روزگاری نه چندان دور بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و بیست و پنجمین دریاچه پروسعت دنیا بود اما اینک در آستانه خشکی کامل است…

نویسنده : رضا بهرامی منبع : امتداد
پ
پ

دیگر آبی برای دریاچه ارومیه نمانده است.این احتمالاً دقیق‌ترین توصیفی است که می‌توان از حال و روز این پهنه آبی در تابستان ۱۴۰۴ ارائه داد.پهنه‌ای که روزگاری نه چندان دور بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و بیست و پنجمین دریاچه پروسعت دنیا بود اما اینک در آستانه خشکی کامل است.علل و عوامل پرشماری دریاچه را در وضعیت اسف‌بار فعلی قرار داده‌اند. در این میان و در حالی که نقش عوامل طبیعی نظیر کاهش بارندگی و خشکسالی در وضعیت بحرانی کنونی دریاچه کم‌تر از ۵ درصد است، خطاهای انسانی نظیر حفر چاه‌های غیرمجاز، سدسازی و برداشت بی‌رویه آب از منابع ورودی بیشینه نقش را در خشکیدن تدریجی دریاچه ایفا می‌کنند.

در این بین،احداث یک میان‌گذر ۱۵.۵ کیلومتری از میان دریاچه ارومیه از محوری‌ترین عوامل تشدیدکننده خشکی این روزهای دریاچه است.این پروژه که پاییز ۱۳۸۷ و به رغم هشدارهای کارشناسان محیط زیست افتتاح شد، با روش‌هایی نامتناسب با محیط حساس دریاچه اجرا گردید. احداث بیش از 14 کیلومتر خاکریز از دو نقطه در سواحل شرقی و غربی به طرف مرکز دریاچه، آن هم به شیوه سنتی یعنی ریختن خاک در بستر دریاچه عمق فاجعه را نشان می‌دهد.

اتصال این دو خاکریز با یک پل ۱۷۰۹ متری برای تضمین جریان آزاد آب کافی نبود. از طرف دیگر، بخشی از پل بر روی نهشته‌هایی به ضخامت تا ۲۰۰ متر از جنس رس و لجن بنا گردیده است و در همان روزها هشدارهای متخصصان ژئوتکنیک درباره نشست نامتقارن پل که در آینده‌ موجب تخریب آن خواهد گردید، نادیده گرفته شد.

این میان‌گذر با مختل ساختن جریان آزاد بین بخش‌های شمالی و جنوبی دریاچه و افزایش نرخ تبخیر، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر بر اکوسیستم منطقه وارد ساخت. نکته غم‌انگیز این‌که نه تنها نقش مخرب این میان‌گذر برای سال‌ها انکار می‌شد که به عنوان یک شاهکار مهندسی مورد ستایش قرار گرفت. تا این‌که سرانجام در زمستان ۱۴۰۱،سازمان فضایی ایران با استناد به تصاویر ماهواره‌ای، نقش این پل در خشکیدن دریاچه را تایید کرد.در حال حاضر نیز کارشناسان با تاکید بر این‌که میان‌گذر یکی از عوامل عدم احیای دریاچه است، تخریب آن را ناگزیر می‌بینند.

در نقطه مقابل، تجربه اتصال سوئد و دانمارک از طریق تنگه اورسوند قرار دارد. از آن‌جایی که این تنگه دو دریای شمال و بالتیک با میزان شوری آب متفاوت را به هم متصل می‌کند، طراحان بر آن شدند تا اولویت را به مطالعات زیست‌محیطی اختصاص دهند.اتصال دو سوی تنگه اورسوند که به دلیل کم‌عرض بودن، رژیم هیدرودینامیکی شبیه به دریاچه دارد، نیازمند راه‌حلی بود که جریان آزاد آب و سلامت زیست‌بوم را تضمین کند.

پروژه اورسوند با دو عامل تهدیدکننده‌ دیگر یعنی بادهای شدید و یخبندان زمستانی نیز روبرو بود. پاسخ مهندسان به این شرایط ترکیبی خلاقانه بود:یک پل ۷.۸ کیلومتری از سمت سوئد به طرف جزیره مصنوعی پبرهولم و سپس یک تونل ۴ کیلومتری زیردریایی از جزیره تا ساحل جزیره آماگر دانمارک!

پایه‌های پل اورسوند به شکلی ساخته شدند تا جریان آب را مختل نکنند و اطراف پایه‌ها نیز با سنگ‌های طبیعی پوشانده شد تا از فرسایش بستر جلوگیری کند و زیستگاه جدیدی برای ماهیان کفزی ایجاد شود. نورپردازی پل با فیلترهای طیف قرمز نارنجی انجام شد که کم‌تر از نور سفید پرندگان را منحرف می‌کند و در سواحل نزدیک به پل نیز گیاهانی مقاوم به نمک کاشته شد تا از فرسایش خاک و ورود رسوبات به دریا جلوگیری شود.

ساخت تونل اورسوند که شامل ۴ لاین جاده‌ و ریل در عمق ۱۰ متری بستر است، علاوه بر اولویت‌دهی به ملاحظات زیست‌محیطی نظیر رعایت فاصله با بسترهای مرجانی و نصب پنل‌های جاذب امواج صوتی، پاسخ‌گوی نگرانی‌ها درباره ایمنی ترافیک هوایی فرودگاه کپنهاگ در جزیره آماگر بود که به عنوان پرترافیک‌ترین فرودگاه اسکاندیناوی شناخته می‌شود. خاک‌های حفاری‌شده به جای دفع در دریا برای ساخت جزیره پبرهولم مورد استفاده قرار گرفت و جانمایی این جزیره با معیار تضمین جریان آزاد انجام شد. امروز جزیره نه تنها آسیبی به محیط زیست تنگه نزده که میزبان ده‌ها گونه گیاهی و جانوری است.

مقایسه پروژه‌های میان‌گذر دریاچه ارومیه و تنگه اورسوند، تقابل دو فلسفه توسعه را آشکار می‌سازد:در تنگه اورسوند،با اولویت‌دهی به مطالعات زیست‌محیطی،طراحی خلاقانه و تبدیل تهدید به فرصت‌،نه تنها جریان آزاد آب در تنگه تضمین شد که زیست‌بومی جدید ایجاد گردید.در مقابل و در دریاچه ارومیه، با نادیده گرفتن هشدارهای کارشناسی، بکارگیری روش‌های منسوخ و انکار پیامدها، با ایجاد اختلال در جریان طبیعی دریاچه، شوری آب و روند خشک شدن دریاچه تشدید شد.تقابل این دو نگاه بار دیگر اثبات می‌کند که توسعه پایدار تنها با هوشیاری نسبت به محیط حساس اکوسیستم‌ها و اولویت‌دهی به علم به عنوان محور تصمیم‌‌سازی‌ها ممکن است.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.