بالاخره عرصه چنان تنگ شد که وزیر محبوب تندروها و پایداریچیها که از وزارت صمت دولت قبل به وزارت نیروی این دولت رسیده هم مجبور شد در مجلس بگوید چه فاجعهای از دولت رییسی تحویل گرفته است. اما این به مذاق کیهان خوش نیامده و تیتر یکش را به رد حرفهای علیآبادی اختصاص داده است:«یک رسانه مدعی اصلاحطلبی، مدعی خیانت دولت شهید رئیسی در خالی کردن مخازن سوخت نیروگاهها شد که منجر به خاموشیها شده اما گزارشهای مستند، نشان از پر بودن مخازن سوخت نیروگاهها در پایان دولت شهید رئیسی و عدم ذخیرهسازی در سه ماه اول دولت چهاردهم دارد. سخنان عباس علیآبادی؛ وزیر نیرو و ربط دادن حادثه تروریستی در شبکه انتقال گاز بهمن 1402 به قطع برق در دولت چهاردهم که از آبان ماه سال گذشته آغاز شد و صحبت از خالی بودن ذخایر نیروگاهها در تابستان 1403، فرافکنی و خلافگویی است؛ چرا که ذخایر گازوئیل نیروگاهها، تا زمان روی کار آمدن دولت چهاردهم یک میلیارد و 800 میلیون لیتر بوده اما از شهریورماه تا آبانماه 1403، نسبت به ذخیره نیروگاهی اقدام نشده است.»
کیهان همچنین فاش میکند:«ساعت یک و 50 دقیقه بامداد چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲ در یک عملیات تروریستی، دو نقطه گلوگاهی در شبکه انتقال گاز ایران در بروجن و صفاشهر منفجر شد. این دو نقطه، مرکز انتقال ۴۰ درصد از گاز کشور بود. در نتیجه نیروگاهها اجباراً به مصرف گازوئیل بیشتر روی آوردند تا مصرف گاز کشور پایین آمده و اختلالی ایجاد نشود.»
با این حال این چیزی از عصبانیت کیهان نمیکاهد:«قطع برق که از آبان ماه 1403 آغاز شد ربطی به آن عملیات تروریستی یا خالی بودن مخازن در دولت شهید رئیسی نداشت بلکه به افت ذخیره سوخت نیروگاهها در سه ماهه
اول دولت چهاردهم مربوط میشد.
اکنون باید پرسید که کدام دولت خیانت کرده، آنکه مخازن را پر تحویل داد و برق پایدار تامین کرد یا دولتی که مخازن را پر نکرد و برق را قطع کرد؟ تلاش برای این نوع مچگیریها، از ناکارآمدی برخی دولتمردان فعلی
نمیکاهد.»
روزنامه جوان در صفحه آخر خود به لغو کنسرت همایون شجریان واکنش نشان داده و نوشته است:«ناهماهنگیها این کنسرت را لغو کرده است.»
جوان بدون مقصر اعلام کردن نهادی خاص «اختلاف نظرهای موجود میان مسئولان شهری و نهادهای دیگر» و «نبود هماهنگی کامل و چالشهای امنیتی و لجستیکی» را عامل لغو این برنامه دانسته و از آن به عنوان «فرصت سوزی بزرگ» یاد کرده است.
سالها و بلکه دههها گفتند غرب جنایتکار و امریکای خونخوار با انقلاب ما مشکل دارند و دشمنیشان ریشه در دشمنی با اسلام و انقلاب دارند. با این ایده چند دهه مردم را به مقاومت فراخواندند و حالا میگویند دشمنیها چندان هم ایدئولوژیک نیست بلکه ژئوپلیتیک است! معنای دیگر این حرف و خروجی آن این است که اگر اسلام و انقلاب هم برود باز هم دشمن سر جایش هست پس مردم ایران فارغ از میزان پایبندیشان به اسلام و انقلاب باید همچنان به دشمنی با غرب و امریکا بپردازند.
وطن امروز همین را بزک کرده و میگوید:«: در جهان سیاست، خیلی چیزها عوض میشود: شعارها نو میشود، دولتها میآیند و میروند، ایدئولوژیها پررنگ و کمرنگ میشود اما «نقشه» همان نقشه است؛ کوه همچنان کوه است و تنگه همچنان تنگه. اگر بخواهم با یک استعاره شروع کنم باید بگویم تاریخ، روی کاغذ جغرافیا نوشته میشود. متن هرچه میخواهد باشد، وقتی «کاغذ» پاره شود، متن هم از هم میگسلد. بدون جغرافیای سیاسی، تاریخ، هویت، فرهنگ و ایدئولوژی آنچنان معنایی ندارد.
غرب مدرن هم از عصر استعمار تا امروز مشکل اصلیاش با کشورها و تمدنهای غیرغربی، نه «ایده»هایشان، بلکه «جغرافیای سیاسی»شان بوده است. باید توجه داشت آنجا که جغرافیا مانع میشود، ایدئولوژی فقط بهانه است و البته نکته ظریف ماجرا این است که اگر با ایدهای هم مساله دارند، به این دلیل است که آن ایده قابلیت «ساختن جغرافیای سیاسی» را داراست»










ثبت دیدگاه