به گزارش تحریریه baamardom.ir، نوروز در ایران قدیم، تنها یک تغییر تقویم نبود؛ بلکه جریانی از همدلی بود که از هفتهها قبل در رگهای محلهها جاری میشد. بازخوانی این رسوم میتواند به ما کمک کند تا در نوروز ۱۴۰۵، بار دیگر صمیمیت را به خانههایمان برگردانیم.
۱. کوزهشکنی؛ دور ریختن نحسی و کهنگی
یکی از زیباترین رسمهای فراموش شده، «کوزهشکنی» بود. در بسیاری از شهرهای ایران، مردم کوزههای کهنه و قدیمی خود را که در طول سال تَرَک خورده یا کثیف شده بود، از پشتبام به کوچه میانداختند. آنها معتقد بودند با این کار، بدیمنی و غمهای سال گذشته را از خانه بیرون میریزند تا جایی برای برکتِ جدید باز شود.
۲. نانپزانِ محلی و عطرِ خوشِ همسایگی
در محلههای قدیمی، اسفندماه زمانِ قرق کردن تنورهای محلی بود. زنان محله به صورت دستهجمعی نان و شیرینیهای محلی میپختند. این کار نه فقط برای تامین آذوقه، بلکه بهانهای برای باخبر شدن از حال همسایهها و حل و فصل کدورتهای احتمالی پیش از تحویل سال بود.

۳. شالاندازی؛ رسمِ پنهانیِ جوانان
در شبهای پایانی سال، جوانان شالی را از روزنه سقف خانهها یا از بالای دیوار به داخل خانه همسایگان و اقوام میانداختند. صاحبخانه با دیدن شال، هدیهای مانند آجیل، تخممرغ رنگی یا سکه در گوشه آن میبست و آن را تکان میداد تا جوان شال را بالا بکشد. این رسم، نمادی از سخاوت و بازیهای کودکانه در دلِ جامعهای مهربان بود.
۴. عیدیهای ساده اما ماندگار
در قدیم، خبری از تراولهای نقدی و هدایای گرانقیمت نبود. عیدیها غالباً شامل یک عدد انار، چند عدد گردو یا تخممرغهایی بود که با پوست پیاز یا روناس به زیبایی رنگآمیزی شده بودند. این هدایای ساده، حامل پیامی از برکتِ زمین بودند و ارزشی بسیار فراتر از قیمت مادیشان داشتند.
یادداشت تحریریه: شاید بازگشت کامل به آن دوران ممکن نباشد، اما میتوانیم «روحِ» آن سنتها یعنی سادگی و همدلی را در نوروز امسال زنده کنیم. بهار، پیش از آنکه در طبیعت ظاهر شود، باید در قلبهای ما و در رابطه با عزیزانمان شکوفه بزند.










ثبت دیدگاه