دوشنبه, 7 خرداد 1403 Monday, 27 May , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 41857 تعداد نوشته های امروز : 6 تعداد دیدگاهها : 2386×
نگاهی به جیش‌العدل بعد از یک‌دهه عملیات تروریستی
  • 21 فروردین 1403 ساعت: 20:49
  • شناسه : 277741
    0

     تحلیل‌ها به ما می گوید که ریشه‌های جیش‌العدل به دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی بازمی‌گردد. عملیاتی در نوع خود عجیب در اسفند سال 88؛ سالی که سیاست داخلی هزینه‌های گزافی داده بود.

    منبع : امتداد
    پ
    پ

    زینب اسماعیلی:

     تحلیل‌ها به ما می گوید که ریشه‌های جیش‌العدل به دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی بازمی‌گردد. عملیاتی در نوع خود عجیب در اسفند سال 88؛ سالی که سیاست داخلی هزینه‌های گزافی داده بود. وقتی یک به یک تصاویر دستگیری عبدالمالک جوان با کاپشن توسی و پیراهن سفید بین مردانی سیاه پوش که فقط چشم‌هایشان پیدا بود، در سایت‌های خبری با اینترنت کم سرعت آن‌زمان بارگیری می‌شد، به نظر می‌رسید مهم‌ترین شاخه برنامه‌ریزی عملیات تروریستی در شرق و جنوب شرق کشور، از هم گسسته باشد. اما همان‌طور که عبدالمالک،‌ بازمانده تروریسم بود، استمرار تروریسم را به ارث گذاشت. آنچه امروز هنوز در شرق و جنوب کشور، قربانی می‌گیرد و به‌عنوان جیش العدل شناخته می‌شود، بازماندگان فکری و خانوادگی ریگی هستند در بلوچستانی که چندین دهه فقر و تبعیض و خشکسالی، میزبان خوبی برای رشد آنها بوده‌است. چه بسا امروز بعد از احیاء القاعده به شکلی جدید در پاکستان و افغانستان، ظهور و بازنمایی طالبان در افغانستان و افزوده‌شدن غده‌ای به نام داعش به تروریسم در خاورمیانه، همه چیز برای بازسازی جبهه تروریستی در بلوچستان نیز آماده است.

    همه گروه‌های تروریستی ایجاد شده در این منطقه اعلام می‌کنند که به دنبال گرفتن حق سنی‌ها از نظام رسمی کشور هستند؛ با هر ابزاری که در دستشان خوش‌تر بنشیند. این خود گواه بر محرومیت شدید و عدم تناسب در برنامه ریزی‌های مدیریتی کشور در مورد سیستان و بلوچستان است. تقریبا همه متفق‌القول هستند که هیچ‌گاه سیستان و بلوچستان، در اولویت برنامه‌ریزی و تخصیص بودجه از سوی دولت مرکزی نبوده‌است. این مساله چند دهه‌ای اما در جریان حوادث منتسب به اعتراضات دوسال گذشته شکل جدیدی گرفت و به اعتراضات خونین خیابانی در زاهدان بین مخالفان و عوامل نیروی انتظامی کشیده شد.

    جدیدترین عملیات

    بامداد پنج‌شنبه تعدادی نیرو از گروه‌های تروریستی به‌طور همزمان به 5 نقطه از اماکن عمومی و پایگاه‌های نظامی و انتظامی در شهرهای چابهار و راسک در استان سیستان و بلوچستان حمله کردند. این عملیات که در نوع خود گسترده بود، ساعات زیادی طول کشید و علیرغم کشته شدن 15 نیرو از اعضای گروه ترویستی، پنج نیروی نظامی نیز شهید شدند. اما جیش العدل کیست که چنین عملیاتی انجام داده‌است؟

    از مبارزه با استعمار بریتانیا تا ستاندن حق بلوچ‌ها

    اگرچه با نگاهی تاریخی سابقه گروه‌های قومیتی تجزیه طلب در منطقه سیستان و بلوچستان به جنبش‌های ضد استعماری علیه بریتانیا و درهند و پاکستان بازمی‌گردد اما بعد از پیروزی انقلاب در ایران، این گروه‌ها بیشتر بر ستاندن حقوق سنی‌ها از حکومت مرکزی متمرکز هستند. یکی از مهم‌ترین این گروه‌ها «جندالله» نام داشت که در سال ۱۳۸۲ بنیان‌گذاری شد. گروهی که یکی از مهم‌ترین رهبران آن، عبدالمالک ریگی بود. البته آنها خود را «یک گروه جدایی‌طلب» نمی‌دانستند اما هدفشان را تلاش برای تأمین حقوق قوم بلوچ و اهل‌سنت بلوچستان اعلام کرده‌بودند عمدتا کارشان قاچاق سوخت و مواد مخدر  بود و لابه‌لای آن،‌ اسلحه و مهمات هم جابه‌جا می‌کردند. بعد از دستگیری و اعدام ریگی، این گروه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که محمدظاهر بلوچ را به عنوان رهبر جدید خود منصوب کرده‌است. اما  مدتی بعد این گروه توسط اعضای آن منحل و گروه‌هایی جدید، با نام‌های جیش العدل به رهبری محمد ظاهر بلوچ و با نام مستعار صلاح‌الدین فاروقی و جیش النصر با رهبری عبدالرئوف ریگی تشکیل شدند. آنها در بین خود مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را تقسیم کرده و هر کدام عملیات ویژه خود را انجام می‌دهند.

    صلاح‌الدین فاروقی از سال ۱۳۹۱ رهبر جیش العدل است و از او به‌عنوان «امیر» و «رهبر جهاد بلوچستان» یاد می‌کنند.

    علاوه بر ایران،‌ آمریکا، ژاپن و نیوزلند هم این گروه را تروریستی می‌شناسد.

    این گروه بارها به نیروی انتظامی و سربازان مرزبانی در مناطق مختلف ایران حمله کرده‌است.

    بی بی سی در گزارشی در این مورد نوشته که «عبدالرئوف ریگی (برادر عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله)، تابستان ۱۳۹۳ با جدا شدن از گروه جیش العدل، فعالیت مسلحانه خود را در مخالفت با جمهوری اسلامی و در قالب گروه جیش النصر از سر گرفت. عبدالرئوف ریگی بنا به گزارش‌ها پس از آن از گروه جیش العدل جدا شد که در میان شبه نظامیان این گروه بر سر اعدام یک گروگان ایرانی اختلافاتی به وجود آمد.»

    یکی از واکنش‌برانگیزترین عملیات‌هایی که جیش العدل انجام داد مربوط به منطقه‌ای به نام جکیگور و به بهمن ۱۳۹۲ و حمله به یک پاسگاه ایران در مرز پاکستان بازمی‌گردد که پنج مرزبان ایرانی را ربود. یکی از گروگان‌ها به نام جمشید دانایی فر توسط جیش العدل اعدام شد و چهار سرباز وظیفه دیگر را بعد از وساطت مقام‌های محلی آزاد کرد.

    بر اساس مصاحبه‌های ویدیویی که از عبدالرئوف ریگی در شبکه‌های اجتماعی موجود است او با اعدام گروهبان ایرانی مخالف بوده و به همین سبب با تاسیس جیش النصر راه خود را از گروه جیش العدل جدا می‌کند. عبدالرئوف ریگی، شهریور سال ۱۳۹۳ در پاکستان کشته شد.»

    سال ۱۳۹۵ «جیش العدل» در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که نیروهای «جیش النصر» در «جیش العدل» ادغام شده‌اند و این گروه عملا منحل شده است.

    در عمده این عملیات‌ها جیش‌العدل هدفی اضافه بر رهایی قوم بلوچ برای خود مطرح می‌کرد. موضوع مخالفت با حمایت ایران از سوریه و آزادی زندانیان بلوچ یا سنی مذهبی که آنها مدعی بودند در بازداشت سپاه پاسداران در سوریه هستند در این دوره به بیانیه‌های آنها بعد از عملیات‌ها افزوده شد. درعملیات جدید البته ممانعت از توسعه بندر مکران به این ادعای تروریستی افزوده شده است. به نظر می‌رسد از منظر سلفی‌ها توسعه بندر مکران می‌تواند مسیری برای بازگشایی راه استعمار به نظر بیاید که آنها به این شکل می‌خواهند مخالفت خود با آن‌را اعلام کنند.

     ترور از جندالله تا جیش‌العدل

    خبرگزاری‌های داخلی ایران، عمده عملیات های اخیر این گروه تروریستی را این گونه برشمرده‌اند.

    در یکی از خون‌بارترین حملات این گروه، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران، بمبی در یکی از مساجد شیعیان زاهدان منفجر شد که جان ۲۵ نفر را گرفت و بیش از ۱۲۰ نفر را مجروح کرد. جندالله مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت. سازمان ملل این حمله را تروریستی خواند و محکوم کرد.

    ۳ آبان ۱۳۹۲ جیش‌العدل به یک گشت مرزبانی در منطقه سراوان حمله کردند که در پی کمین آنها ۱۴ نفر از اعضای پلیس مرزبانی ایران کشته شدند و ۷ نفر هم مجروح شدند. مهاجمان پس از حمله از مرز ایران و پاکستان عبور کرده و در کشور پاکستان مخفی شدند. از میان ۱۴ پلیس مرزبان ایرانی، ۱۲ نفر سرباز وظیفه و ۲ نفر از پرسنل کادر نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران بودند.

    بهمن‌ماه ۹۷ یک دستگاه اتوبوس حامل پرسنل مرزبانی که از مأموریت بازمی‌گشتند، در جاده خاش-زاهدان هدف حمله انتحاری قرار دادند و ۲۷ نفر شهید و ۱۲ نفر زخمی شدند.

    بهمن‌ماه ۹۷ به ناحیه مقاومت بسیج شهرستان نیک شهر حمله کردند که در جریان این حمله در مجموع ۲ نفر شهید و ۵ نفر زخمی شدند.

    سه‌شنبه ۲۴ مهر ۹۷ افراد این گروه از داخل خاک پاکستان به منطقه (لولکدان) در بخش ریگ ملک در ۵۰ کیلومتری شهر میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان نفوذ کرده و ۱۴ نفر از افراد مسلح مرزبان را در این منطقه به اسارت گرفته و به خاک پاکستان بازگشتند.

    مرداد 99 دو بمب صوتی در فاصله نزدیک از کلانتری ۱۲ زاهدان واقع در خیابان بعثت منفجرشد که باعث مجروح شدن ۴ نفر شد.

     جیش‌العدل برگ بازی مرزی

    نگاهی دقیق‌تر نشان می‌دهد جیش‌العدل در بیش از یک‌دهه‌ای که از تاسیسش می‌گذرد در حال طراحی و اجرای عملیات متفاوت تروریستی در منطقه سیستان و بلوچستان است که مدتی توجه‌ افکارعمومی را به خود جلب می‌کند و بعد مثل مسایل دیگر رها می‌شود. اما مسایل لایه لایه سیستان و بلوچستان موجب می‌شود که چنین گروهی بتواند به راحتی نیرو جذب کند و عملیات انجام دهد. نابسامانی مرز بلوچستان در پاکستان و عدم استقرار یک دولت قوی در آن کشور به این موضوع دامن می‌زند. البته این خوش بینانه‌ترین شکل نگاه به این موضوع است. برخی معتقدند که جیش‌العدل و پتانسیل تخریبی‌اش برگ بازی در دست بازیگرانی می‌شود که می‌خواهند جمهوری اسلامی را بیش از آن‌چه اکنون است، درگیر مسایل مرزی و امنیتی کند. واکنش کلامی جمهوری اسلامی در مقابل این موضوعات، منتسب کردن این گروه به پاکستان و عربستان سعودی است. در‌حالی‌که پاکستان کشور دوست و برادر به شمار می آید اما هیچ‌گاه این دوستی انتفاعی برای ایران نداشته‌است. علاوه بر این‌ها، حوادثی که بعد از تابستان 1400 در زاهدان رخ داد،‌ اختلافات بین نظام حاکم و قوم بلوچ را افزوده‌است. مسایلی که هیچ‌کدام آینده‌ای رو به بهبود و حل مساله را نشان نمی‌دهد.

    گفت‌وگو با فرزاد رمضانی بونش، پژوهشگر روابط بین‌الملل

    جیش‌العدل با داعش و اسلامگرایان تندرو، قرابت فکری دارد

    عملیات روز پنج‌شنبه جیش‌العدل در سه منطقه سیستان و بلوچستان، بار دیگر توجه‌ها را به این گروه تروریستی معطوف کرد. دیدگاه‌های فکری و اعتقادی آنها، وابستگی‌ها و سرمایه‌ای که برای خود جذب می‌کنند، آینده پیش روی اقدامات این گروه را می‌تواند نمایان کند. با فرزاد رمضانی بونش، پژوهشگر ارشد مسایل بین‌الملل در مورد تحولات گروه جیش‌العدل و اینکه اکنون کارت بازی کدام بازیگر منطقه‌ای است،‌ گفت‌و‌گویی انجام دادیم. او معتقد است هر بازیگری که از تضعیف ایران در منطقه سود می‌برد، می‌تواند از کارت بازی این گروه استفاده کند.

      گروه تروریستی جیش العدل در بیانیه‌ای بعد از عملیات در راسک و چابهار،  اعلام کرده که هدف حمله اخیر ناکام گذاشتن طرح توسعه سواحل مکران بوده‌است؟ این بند بیانیه چقدر جدی به نظر می‌رسد؟ آیا جیش‌العدل این قدرت و نفوذ را داراست که بتواند عاملی برای توقف توسعه بندر مکران باشد؟

    اگر بخواهیم دقیق نگاه کنیم باید به گروهک‌های تجزیه طلب بلوچستان پاکستانی برگردیم و این تحرکات را به خشم گروهک‌های قومی و ناسیونالیست بلوچ مربوط بدانیم که از حدود پنج شش دهه گذشته فراز و نشیب زیادی داشته و در دهه گذشته فعال‌تر بوده است، بخشی از تحرکات گروهک‌ جیش العدل مربوط به تمایلات قوم گرایانه بلوچ پاکستان است. به‌عبارت دیگر همچنان‌که گروهک‌های ناسیونالیستی قوم‌گرای بلوچستان پاکستان مخالف با طرح‌های کریدور اقتصادی چین در پاکستان است به همان ترتیب و به‌تبع همان نگاه هرگونه توسعه در منطقه مکران که فراهم آورنده ثبات اقتصادی و برقراری آرامش نسبی است را به ضرر نگاه تندرویانه خود می‌بیند چرا که هرگونه توسعه اقتصادی که پدید آورنده ثبات اقتصادی و آرامش اجتماعی است از تندروی‌ها کاسته و امکان نیرو و سربازگیری آنها را در مسیر ایجاد آشوب بر هم می‌زند. لذا از نظر آنها هرگونه توسعه اقتصادی منطقه بلوچستان و خصوصا چابهار فرصت بازیگری‌شان در ایجاد آشوب را کم می‌کند و عملا با این مسأله هم مخالفت دارند و هم در تضعیف آن می‌کوشند.

    یکی از بحث‌هایی که آنها مطرح می‌کنند موضوع آمایش سرزمینی و مخالفت با حضور گروه‌های غیر بلوچ در استان سیستان و بلوچستان است که به زعم آنها سبب تضعیف جایگاه بومی بلوچ‌ها می‌شود. به‌عبارتی پررنگ‌کردن دو‌گانه‌هایی مثل بلوچ و غیربلوچ و شیعه و سنی از اقداماتی‌ست که این گروهک تروریستی به آن دامن می‌زند چرا که حضور هر ایرانی غیربلوچ در منطقه را به ضرر منافع خود می‌دانند. مخالفت با اسکان تجارت و کسب‌و‌کار سایر ایرانیان سبب تضعیف اقتصاد و مانع توسعه در آن منطقه است.

     با مرور وقایع و تحرکات ده سال گذشته به این می‌رسیم که گروه جیش‌العدل گاهی عملیات‌هایی انجام می‌دهند و مدتی خبری از آنها نیست. برخی معتقدند این تحرکات و اقدامات تروریستی گاه‌و‌بیگاه به عواملی مثل اتفاقات مرکزی در حوزه پاکستان و تحولات داخلی ایران مربوط است که به مجرد ارزیابی زمان و زمینه مناسب از طرف آنها فرصت برای انجام عملیات  مغتنم شمرده‌می‌شود. در بستر اجتماعی و سیاسی که عملیات تروریستی اخیر در شرق ایران انجامگرفت، چه عواملی را موثر و مسبب می‌دانید؟ 

    تفاوتی که گروهک‌های تجزبه‌طلب و تندرو سیستان و بلوچستان ایران با بلوچستان پاکستان دارد این است که شاکله اصلی این گروهک ایرانی تندروی‌های مذهبی و قرابت فکری با داعش و اسلام‌گرایان تندرو است اما در بلوچستان پاکستان این تمایل بیشتر با بحث قوم‌گرایی مطرح است، بحثی که در بررسی گروهک‌های تروریستی در جنوب شرق ایران وجود دارد این است که پتانسیل تجزیه طلبی و میل به استقلال منطقه‌ای در مقایسه با پاکستان بسیار کمتر است.

    البته آن‌چنان که به نظر می‌رسد بسیاری از این تحرکات با پشتوانه و حمایت و تسلیح گروه‌های خارجی بوده است برای مثال صدام در زمان خود بسیار به گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب کمک می‌کرد اما اینکه امروز چه بازیگران و از چه طریقی از آنها پشتیبانی می‌کنند را باید در میزان و شیوه منفعت‌شان ارزیابی کرد.

    اینکه ‌جیش‌العدل را بتوان کارت بازی و ‌ابزار برای فشار روی ایران دانست به سلسله مباحث مختلف رویکردی آنها در قبال حمله مربوط است مثل نوع سلاح، شیوه پشتیبانی و اندازه حمایت و نوع مانور. این گروهک‌های تجزیه‌طلب تروریستی فاقد قدرت و توانایی مستقل برای انجام عملیات هستند و هر آنچه انجام شود از طریق دستور، حمایت و راهبری نیروی بزرگتر بین‌المللی است که در فرایندهای مختلف عملیاتی متفاوت است. البته باید این را در نظر گرفت که فقر اقتصادی حاکم بر منطقه جنوب‌شرقی موجبات تسلط نیروهای تندرو مذهبی را بیشتر کرده اما نمی‌توان فقر را پتانسیل تک عاملی برای تقویت قدرتمندی نیروهای تروریستی دانست. مسأله دیگر این است که آنچه به نظر می‌رسد از دو دهه قبل بسیاری از گروهک‌های تروریستی، افغانستان را حیاط خلوت خود در نظر گرفته‌اند حتی غیر از شرق افغانستان مناطقی از بلوچستان پاکستان هم محلی برای استقرار و آموزش این گروه‌ها شده‌است. همه اینها را می‌توان تهدیدی بر امنیت و آرامش ایران و شرق ایران در دهه های اخیر دانست.

    جیش‌العدل کارت بازی و عامل کدام بازیگر بین المللی است آیا با قطعیت می‌توانیم بگوییم کدام کشور و کدام قدرت؟

    بحث‌های مختلفی در این زمینه مطرح است؛ تهران بیشتر اسراییل را پشتیبان این گروه می‌داند اما غیر از تل‌آویو باید ببینیم کدام کشورها از تضعیف ایران در منطقه سود بیشتری می‌برند. مثلا در پاکستان، هندی‌ها از گروه‌های تجزیه‌طلب پاکستان حمایت می‌کنند اما در ایران و با توجه به عمق و سطح همکاری‌های تهران-دهلی نمی‌توان چنین فرضیه‌ای را دقیق دانست.

    با بررسی تحولات منطقه باید دید کدام کشور و کدام دولت از تضعیف و حذف ایران در مناسبات بین‌المللی سود بیشتری می‌برد.

     آقای رمضانی شما در طول بحث به پیوستگی ناامنی‌ها با توجه به وضعیت افغانستان اشاره کردید؛ مسأله ای که در دو سه سال اخیر بسیار مورد توجه بوده، بحث داعش خراسان است. چقدر این گروه‌های تروریستی در شرق مثل داعش خراسان و طالبان افغانستان و پاکستان و جیش العدل با هم، هم‌راستا و هم‌سو هستند و اهداف مشترکی را در انجام عملیات‌های تروریستی تعقیب می‌کنند. نشانه‌های از ائتلاف و همبستگی را در آنها می‌بینید؟

     پیوند گروهک‌های تروریستی مختلف در منطقه مسأله‌ای است که از دهه‌ها قبل مطرح بوده چیزهایی مثل همکاری‌های امنیتی، تبادل نفرات، مسایل لجستیکی و … بین‌شان وجود داشت. حتی نوعی از همکاری بین طالبان و گروهک تروریستی مثل گروهک ریگی بوده، پس بارقه‌هایی از همکاری بین طالبان افغانستان و پاکستان وجود دارد اما اگر بخواهیم از شاکله این همکاری‌ها ارزیابی داشته باشیم، باید بگوییم این همکاری‌ها بسته به نوع منافع مشترک در بازه‌های مختلف زمانی و مکانی تفاوت می‌کند و میزان همکاری آنها را شدت و ضعف می‌دهد.

     سوال آخرم این است که متاسفانه طی این عملیات‌های تروریستی ما با شهادت افرادی از کادر انتظامی مواجهیم، سوالی که برای مردم و خصوصاً خانواده‌های این عزیزان پیش می‌آید این است که آیا پاکستان حامی این حملات تروریستی است؟ اگر نیست چرا مقابله و کنترلی بر این تحرکات ندارد؟ آیا دولت پاکستان نمی‌خواهد مقابله‌ای با این گروهک تروریستی داشته باشد یا اینکه اساساً نمی‌تواند؟

    اگر بخواهیم دقیق بگوییم این‌که اکثر مواقع دولت پاکستان فاقد توانایی لازم برای تقابل با این گروه تروریستی در بلوچستان پاکستان و پشتونستان است اما از آن طرف هم می‌توان این‌طور فکر کرد که پاکستان ممکن است گروه تروریستی جیش العدل را به‌عنوان اهرم فشار بر ایران در جایی نگاه داشته‌باشد اما از طرفی مسایل اقتصادی و بحران‌های مالی پاکستان را که ارزیابی می‌کنیم می‌بینیم توان و امکان این تحرکات و فشارها را ندارد چرا که اگر امکان کنترل داشت بقیه گروهک‌های تروریستی را کنترل می‌کرد. البته همچنان از پاکستان توقع می‌رود کنترل بهتر و بیشتری بر مرزها داشته‌باشد که این مهم با همکاری با ایران فراهم‌تر است. البته آنچه از گذشته در مرز ایران و پاکستان همیشه آرامش برقرار بوده و به همین دلیل توجه گسترده پاکستان بر مراقبت و کنترل از مرزهای مشترک با هندوستان است.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.