در روزی که داماش بیش از هر زمان دیگری به امید و اتحاد نیاز داشت، علی نظرمحمدی با تکیه بر قلب تپنده جوانان گمنام اما باانگیزه، دست به کاری بزرگ زد.
در میدانی که نفسها در سکوها حبس شده بود، داماش با نمایشی بینظیر توانست در همان نیمه نخست دیدار مقابل شهرداری آستارا کار را یکسره کرده و امید را دگرباره به مردمان دیار باران بازگرداند.
نظرمحمدی، این نام آشنا برای مردم رشت، بیآنکه دنبال ستارههای کاغذی و پرادعای فوتبال باشد، به ستارهسازی روی آورد. تیمی متحد و یکدل با چاشنی جوانگرایی، بازیکنانی که بیشترشان هنوز طعم فوتبال حرفهای را بهدرستی نچشیدهاند، با هدایت او به شیرهایی بدل شدند که در چمن سرد ورزشگاه نیمقرنی دکتر شهید عضدی رشت، قلبی تپنده و گامهایی استوار داشتند.
داماش در این مسابقه، چیزی فراتر از سه امتیاز بهدست آورد. این تیم، روح خود را بازیافت. تیمی که در هفتههای گذشته در سایه ی عدمنتیجه گیری فرو رفته بود، حالا با یک فرمانده آشنا و ارتشی از جوانان جسور، به آینده لبخند میزند. هر گل، فریادی بود در برابر ناامیدی. هر دویدن، بوسهای بود بر غیرت.
سکوها که مدتی بود اینچنین از ته دل نخندیده بود، با پایان بازی دوباره زنده شدند. هواداران ایستاده، یکصدا نام علی نظرمحمدی را فریاد زدند؛ کسی که نشان داد در فوتبال، گاهی ایمان، تعصب و ریشه داشتن، مهمتر از اسمها و نامهاست.
این فقط یک برد نبود؛ این آغاز فصل تازهای بود برای داماش، فصلی با طعم امید و رنگ جوانی.
در پس این تولد دوباره، نمیتوان از نقش کلیدی برادران یوسفنژاد، مالک جدید باشگاه داماش، چشم پوشید. در روزگاری که فوتبال نفسنفس میزند و باشگاهها یکییکی به حاشیه میروند، آنها در شرایطی سخت و نفسگیر، آستین همت بالا زدند و در اوج مشکلات اقتصادی، بار دیگر به تیمی ریشهدار جان بخشیدند.
برادران یوسفنژاد نهتنها در قامت یک ناجی مالی، بلکه در جایگاه یک مدیر دغدغهمند، به داماش سر و سامان دادند. از بازگرداندن آرامش به باشگاه گرفته تا حمایت از کادر فنی و بازیکنان جوان، آنها ثابت کردندکه میتوان حتی در سختترین روزها هم امید را زنده نگه داشت. امروز ثمره آن حمایتها در زمین دیده شد؛ داماشی باانگیزه، یکدل، و آماده برای بازگشت به جایگاه واقعیاش.










ثبت دیدگاه