همانطور که انتظار میرفت، دور نخست گفتوگوهای ایران و آمریکا بهگونهای برگزار شد که هر دو طرف توانستند روایت مطلوب خود را از آن ارائه دهند. ایران این گفتوگوها را «غیرمستقیم» خواند و آمریکا از «مذاکرات مستقیم» سخن گفت.
نقش میانجیگرانه عمان نیز بهدرستی توانست این دو برداشت متفاوت را موقتاً همزیست کند. با این حال، روشن است که این الگو در آیندهای نهچندان دور پاسخگو نخواهد بود و برای تداوم تعاملات، نیازمند چارچوبهای شفافتری خواهیم بود.در ارتباط با این گفتوگوها، ذکر چند نکته ضروری است:
1⃣ واکنش بازار ارز به آغاز مذاکرات نشان داد که همچنان بخش مهمی از انتظارات عمومی بر پایه اخبار سیاسی شکل میگیرد، نه متغیرهای بنیادی اقتصاد. کاهش سریع نرخ ارز، که در یک روز تا ده هزار تومان تغییر کرد، حاکی از وجود حباب شدید در این بازار است. این مسئله باید زنگ هشداری برای سیاستگذاران باشد: چرا ساختار اقتصادی و تجربههای تاریخی جامعه ایرانی به نقطهای رسیده که ارزش پول ملی تا این اندازه به فضای رسانهای وابسته شده است؟
2⃣ این گفتوگوها تازه آغاز شدهاند. نباید تصور کرد که یک جلسه یا یک میانجی میتواند تمام اختلافات پیچیده میان دو کشور را رفع کند.
3⃣ از سوی دیگر، نباید انتظار داشت که این روند مانند مذاکرات برجامی پیشین، دو سال به طول بینجامد. مدل مذاکراتی دونالد ترامپ بر پایه سرعت، معاملهگری و کسب نتیجه کوتاهمدت است. حتی اگر ایران خواهان گفتوگوهای تدریجی باشد، در الگوی ترامپ برای این شیوه جایی وجود ندارد.
4⃣ احتمال درخواست دیدار رودرروی ترامپ با رئیسجمهور ایران بعید نیست. از هماکنون باید در سطح حاکمیتی درباره این سناریو اندیشید و موضع مشخص داشت. تأیید یا رد چنین دیداری میتواند تأثیرات جدی بر فضای افکار عمومی داشته باشد و ضروری است که کشور با آمادگی و تحلیل سنجیده با این وضعیت مواجه شود.
5⃣ مواضع ترامپ درباره برنامه هستهای ایران تغییری نکرده است. او همچنان خواهان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است. اما باید توجه داشت که دغدغههای اسرائیل فراتر از موضوع هستهای است. از نگاه تلآویو، جمهوری اسلامی ایران در کلیت خود تهدیدی برای موجودیت اسرائیل تلقی میشود، و به همین دلیل با هیچ توافقی که در آن ایران قویتر شود، موافقت نخواهد کرد. اگرچه تفاوتهایی میان نگاه ترامپ و نتانیاهو وجود دارد، اما همچنان باید نسبت به اقدامات خرابکارانه احتمالی رژیم صهیونیستی هوشیار بود.
6⃣ جریان سیاسیای که در انتخابات اخیر شکست خورد و سال گذشته در چنین روزهایی خود را برای تداوم ۴۰ ساله در قدرت آماده میکرد، اکنون در موقعیتی متفاوت قرار دارد. طبیعی است که بخشی از واکنشهای تند و گاه بیمنطق و سخیف این جریان در فضای رسانهای، ناشی از همین تغییر موقعیت است. در مواجهه با این گروه، حفظ آرامش و پرهیز از پاسخهای تحقیرآمیز میتواند مانع از تعمیق شکافهای اجتماعی شود.
7⃣ آنچه جامعه ایران امروز بیش از هر چیز نیاز دارد، یک دوره ثبات، رشد اقتصادی و اعتمادسازی است؛ روندی که یکشبه محقق نمیشود. تجربه برجام نشان داد که حتی پس از توافق نیز مخالفان داخلی و خارجی برای به شکست کشاندن روندها فعال باقی میمانند. در نتیجه، ضروری است که ضمن پرهیز از افزایش انتظارات عمومی، صبوری و پایداری در مسیر حفظ شود.
در مجموع، آغاز گفتوگوها اتفاق مهمی است، اما مسیر پیشرو همچنان پیچیده و پرچالش خواهد بود. این مسیر نیازمند تدبیر، انسجام داخلی، و گفتوگوی واقعی با مردم است؛ گفتوگویی که از جنس امید بیپایه نباشد، بلکه بر مبنای واقعیتها و مسئولیتها شکل بگیرد.










ثبت دیدگاه