آریابرزن محمدی استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بینالملل:
ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که میتوان آن را نقطه تلاقی دو مسیر حساس و تعیینکننده توصیف کرد: از یکسو، پیشرفتهای مستمر در حوزه هستهای که کشور را به آستانهای راهبردی رسانده، و از سوی دیگر، فشارهای فزایندهی اقتصادی و اجتماعی که در صورت تداوم، ممکن است به ناآرامیهای معیشتی بینجامد. هر یک از این مسیرها، بهگونهای متفاوت، قادرند سرنوشت سیاسی و امنیتی ایران را تحت تأثیر قرار دهند و جهتگیری آینده کشور را رقم بزنند.
نخست، پرونده هستهای است. ایران با دستیابی به سطح غنیسازی ۶۰ درصد، اکنون در جایگاهی قرار گرفته که در ادبیات بینالمللی از آن با عنوان «کشور آستانهای» یاد میشود؛ یعنی کشوری که دانش و زیرساختهای لازم برای ساخت سلاح هستهای را دارد، اما تصمیم به تولید آن نگرفته است. این وضعیت، در عین ایجاد حساسیتهای جهانی، به ایران نوعی موقعیت بازدارنده و اهرم فشار در مذاکرات بینالمللی بخشیده است.
در سوی دیگر، چالشهای اقتصادی و معیشتی قرار دارد که در سالهای اخیر تحتتأثیر تحریمهای خارجی، کاستیهای مدیریتی و بحرانهای اقتصادی، زندگی روزمرهی بخش بزرگی از مردم را تحت فشار قرار داده است. تورم مزمن، کاهش توان خرید، و افق مبهم اقتصادی باعث شده نگرانیها درباره ورود کشور به مرحلهای از نارضایتی اجتماعی افزایش یابد. اگر این نارضایتیها از کنترل خارج شوند، بازگرداندن ثبات اجتماعی و اعتماد عمومی بسیار دشوار خواهد بود.
با این حال، ایران همچنان از ابزارهای قدرت برخوردار است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. یکی از آنها مشارکت ۴۰ درصدی مردم در انتخابات اخیر است. اگرچه نسبت به ادوار گذشته کاهش یافته، اما در شرایط فعلی منطقه و فضای داخلی، این میزان مشارکت پشتوانهای قابل اتکا برای آقای دکتر پزشکیان و دولت وفاق محسوب میشود.
در کنار آن، توان نظامی و موشکی کشور همچنان یکی از ارکان اصلی بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی است. همچنین، محور مقاومت با وجود فشارهای فراوان، هنوز در برخی جغرافیاهای منطقهای ابزار تأثیرگذاری محسوب میشود و میتواند در مواقع خاص، نقش حمایتی یا بازدارنده ایفا کند.
اما شاید یکی از مهمترین مؤلفهها در حال حاضر، ذخیرهی ۲۷۵ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد باشد. این ذخیره از نظر فنی، توانایی بالقوهای برای تبدیل شدن به سوخت مورد نیاز سلاح هستهای را دارد، هرچند هنوز از مرز ۹۰ درصد عبور نکرده است. در برخی محافل علمی حتی گفته میشود که همین سطح از غنیسازی (۶۰ درصد) نیز در صورت تصمیم سیاسی و فنی، میتواند برای ساخت سلاح کمقدرت کافی باشد. با این حال، ایران بارها بر پایبندی به فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر حرمت تولید و استفاده از سلاح هستهای تأکید کرده و مسیر خود را صلحآمیز تعریف کرده است.
واقعیت این است که غرب و بهویژه ایالات متحده، با وجود شناخت دقیق از ماهیت غیرنظامی برنامه هستهای ایران، در برابر این پیشرفتها نگراناند. از نگاه واشنگتن، حتی یک برنامهی هستهای غیرنظامی نسبتاپیشرفته نیز میتواند به معنای تغییر موازنهی قوا در منطقه باشد. این نگرانی زمانی تشدید میشود که آمریکا در حال تغییر اولویتهای ژئوپولیتیک خود و تمرکز بر رقابت با چین در شرق آسیا است. کاستن از حضور نظامی در خاورمیانه، جای خالیای ایجاد میکند که ایران ممکن است با تکیه بر توان راهبردی خود، آن را پُر کند.
در همین چارچوب، آمریکا با دوگانگی مشخصی روبهروست: از یکسو، بهدلیل تعهد امنیتی بلندمدت خود نسبت به اسرائیل، نمیتواند رشد برنامهی هستهای ایران، ولو در قالبی شفاف و غیر نظامی،رانادیده بگیرد؛اسرائیل،که این پیشرفتها را تهدیدی وجودی میداند،همواره به دنبال حفظ برتری مطلق راهبردی خود درمنطقه بودهاست. اما ازسوی دیگر، ورود به یک درگیری نظامی گسترده با ایران برای آمریکا آخرین و پرهزینهترین گزینه تلقی میشود؛ تجربههای تلخ افغانستان و عراق هنوز در حافظهی سیاستمداران آمریکایی زنده است.
از همین رو، دور جدید مذاکرات میان ایران، آمریکا و قدرتهای جهانی، احتمالاً حول محور این ۲۷۵ کیلوگرم اورانیوم غنیشده خواهد چرخید. پس از آن، موضوعاتی نظیر کاهش سطح غنیسازی، بازرسیهای فنی و سازوکارهای راستیآزمایی و در مقابل، رفع تحریمها با آثار ملموس اقتصادی برای مردم، در دستور کار قرار میگیرند. چراکه بدون دستاوردی قابل لمس در زندگی مردم، هر توافقی در داخل کشور با چالش مشروعیت مواجه خواهد شد.
در این میان، نقش دستگاه دیپلماسی ایران حیاتی است. از یکسو، باید تلاش شود هرچه زودتر تحریمها ولوبهصورت مرحله به مرحله برداشته شود تا اثراقتصادی آن سریعتردرمعیشت مردم احساس شود. از سوی دیگر، حفظ ظرفیتهای استراتژیک کشور در حوزه هستهای بهعنوان اهرمهای چانهزنی در مذاکرات، ضرورتی انکارناپذیر است؛ چراکه بدون این ابزارها، فضای مانور ایران در گفتوگوهای سیاسی و امنیتی بهشدت محدود خواهد شد. ترکیب هوشمندانهی این دو رویکرد، میتواند موقعیت ایران در عرصه دیپلماسی را تقویت نموده و مسیر توافقی پایدارتر را هموار سازد.
در نهایت، اگر مسئولان کشور با درایت، واقعبینی و همدلی درونی بتوانند از یکسو مانع از تشدید نارضایتیهای اجتماعی شوند و از سوی دیگر، با خردمندی و رویکردی فعال در مسیر مدیریت هوشمندانه پرونده هستهای و تعامل سازنده با جهان گام بردارند، این فرصت وجود دارد که هم از فشارهای بیرونی بکاهند و هم موقعیت ایران را در منطقه و در درون کشور تقویت کنند. چنین رویکردی میتواند مسیر را برای رسیدن به ثباتی ماندگار و توسعهای پایدار هموار سازد؛ آیندهای که شایسته ملت بزرگ ایران است.










ثبت دیدگاه