روزنامه کیهان اخیراً در واکنش به گزارشهایی درباره گفتوگوهای ایران در مسقط، هشدار داده که «افق توافق با ترامپ روشن نیست، کشور را معطل نکنید». چنین ادعاهایی، بازتاب یک نگاه ایستا به سیاست خارجی است که هنوز نمیخواهد بپذیرد تحریم، نه مذاکره، عامل اصلی کندی توسعه و رشد در ایران است.
برخلاف این روایت، هیچ حوزهای در کشور معطل مذاکره نمانده است. برنامهریزی برای رفع ناترازیهای انرژی، بهروزرسانی زیرساختها، تقویت حملونقل عمومی، مدیریت بازار دارو، و دهها چالش دیگر، همه مواردی است که دولت ناگزیر است روزانه برای آنها تدبیر کند. هیچ کس ننشسته مذاکرات به نتیجه برسد و در نهایت ناترازی مصرف و صادرات سیب زمینی برطرف شود. دولت ناچار است همین حالا برای آن برنامه و تدبیری داشته باشد. اما هر کارشناس مستقلی میداند که برای حل ریشهای این مسائل، سرمایهگذاری مستمر و دسترسی پایدار به منابع مالی بینالمللی ضروری است.
همه میدانند که توسعه، بدون ثبات اقتصادی ممکن نیست. و ثبات، بدون رفع تحریم و بازگشت ایران به چرخه مالی جهانی، عملاً دستنیافتنی است. مذاکره، نه تعلیق کشور، بلکه تلاشی است برای بازکردن زنجیر تحریم از پای اقتصاد ایران.تفاوت این دولت با دولتهای پیشین چیست؟تفاوت دولت فعلی با دولت قبل در آن است که:
اول: در سختترین شرایط اقتصادی، فشار مستقیم به معیشت مردم وارد نکرد. از شوکهای قیمتی بیبرنامه پرهیز کرد و ارز کالاهای اساسی را بهیکباره حذف نکرد. این دولت سعی نکرد مانند دولت قبل در اوج فشارهای اقتصادی مردم، فشار فرهنگی و اجتماعی هم وارد کند و گشت ارشاد را سخت تر به خیابان ها بفرستد. این دولت در شرایط پایین بودن سرمایه اجتماعی دست به جراحی اقتصادی نزد و کالاهای اساسی را چند برابر نکرد.
دوم: مذاکره را برای وقتگذرانی سیاسی دنبال نمیکند، بلکه به دنبال نتیجه ملموس است: رفع تحریم و بازیابی قدرت اقتصادی ایران.برخلاف دولت قبل که بارها با خبر دروغ واردات خودرو و آزاد شدن ارز کره شمالی به خبردرمانی دست زده بود، تلاش می کند تا مذاکره ای نتیجه بخش داشته باشد. اما با این حال چرا امروز از کاهش نرخ دلار سخن نمیگویید؟
در روزهایی که قیمت ارز و طلا جهش میکرد، پوشش لحظهای رسانهها متوقف نمیشد. اما حالا که نرخ دلار و سکه بهطور محسوسی کاهش یافتهاند، همان رسانهها سکوت کردهاند. با حذف وزیر اقتصاد در سخت ترین شرایط به دنبال شکست دولت با دلار 100 هزار تومانی بودید، اما حالا ظاهرا رویاهایتان برباد رفته است. سؤال اینجاست:
• آیا امروز دولت قیمت ارز را کاهش داده؟
• آیا دولت از مردم خواسته تا برای فروش ارز و طلا اقدام کنند؟
• آیا نرخ ارز و طلا را با دستور پایین آورد؟
باید به این درک برسید که کاهش نرخها نتیجه احساس آرامش نسبی مردم است. وقتی جامعه احساس کند مسیر اقتصاد به سمت ثبات میرود، تقاضای سرمایهای کاهش مییابد. مردم بهجای انباشت طلا و ارز، به آینده امیدوار میشوند. دولت در این میان، صرفاً فضای روانی را مدیریت کرده، نه قیمت را.روایت درست چیست؟
کشور را کسی با مذاکره معطل نکرده؛ آنچه سالها مانع توسعه شده، تحریمهایی است که اقتصاد ایران را در تنگنای فروش نفت، انتقال پول، و سرمایهگذاری خارجی قرار داده است. وقتی گفته میشود مذاکره ضروری است، منظور باز کردن این گرههاست، نه خرید زمان یا دادن امتیاز.
اگر ایران بتواند روزانه بیش از دو و نیم میلیون بشکه نفت بفروشد و منابع آن را بازگرداند، وابستگی فوری به سرمایه خارجی هم از میان میرود. در آن شرایط، ایران به جای اینکه منتظر سرمایهگذار خارجی باشد، خودش میتواند سرمایهگذار باشد—در داخل، و حتی در کشورهای دیگر.
این دولت کشور را معطل مذاکره نکرده. اما میداند بدون رفع تحریم، نمیتوان به شکوفایی اقتصادی رسید. کسانی که امروز مذاکره را زیر سؤال میبرند، باید پاسخ دهند که نسخهی جایگزینشان برای عبور از بحران چیست؟ اگر این راه را نمیپسندید، بدون تکرار حرفهای شعاری، و یا «گزارش های مهمل» راهی را نشان دهند که طی آن تورم 40 درصد را کاهش دهند و سالانه حداقل 50 میلیارد دلار درآمد ارزی کسب کنند.










ثبت دیدگاه