با به قتل رسیدن «منصوره قدیریجاوید» خبرنگار ایرنا توسط همسرش در روز 19 اسفند ماه سال گذشته، قاتل در دادگاه بدوی به قصاص نفس محکوم شد.مجید اسدی، وکیل خانواده مقتول تاکید کرده است که پس از تأیید حکم از سوی دیوان عالی کشور موکلش باید« ۸۰۰ میلیون تومان» به عنوان «تفاضل دیه» پرداخت کند تا حکم(قصاص) اجرا شود.
فارغ از جزئیات این پرونده هولناک اما این سوال مطرح است که چرا باید برای قصاص مردی که یک زن را به قتل رسانده ومبلغی به عنوان فاضل دیه به خانواده قاتل پرداخت شود، اما در وضعیت بالعکس یعنی اگر زنی ، مردی را به قتل برساند برای قصاص او نیاز به پرداخت چنین مبالغی به خانواده قاتل نیست. مگر قتل زن، از بین بردن یک جان نیست؟ در واقع فلسفه وجود این حکم چیست و چقدر با جهان امروز و رویکرد جهانی نسبت به برابری جنسیتی تناسب دارد؟ آیا زمان تغییر این نگاه نسبت به جان زنان به پایان نرسیده است؟
فاضل دیه، مابه التفاوت دیه زن و مرد
ابوذر نصرالهی حقوقدان و وکیل دادگستری در اینباره به «امتداد» توضیح میدهد: درخصوص قصاص احکامی وجود دارد،از جمله توجه به جنسیت افراد یا توجه به تعداد افرادی که مرتکب قتل شدهاند یا همان مساله شراکت در قتل. یعنی اگر میزان دیه مقتول با قاتل متفاوت باشد، باید مقدار مازاد به به عنوان مثال اگر مردی مرتکب قتل یک زن شود، با توجه به اینکه در قصاص برابری دیه موضوعیت دارد و در مبانی فقهی ما دیه مرد نصف زن است، اولیای دم مقتول زن در صورتی میتوانند مرد قاتل را قصاص کنند که نیمی از دیه کامل انسان را به عنوان«فاضل دیه» به خانواده قاتل پرداخت کند. زیرا همچنین در صورتی که دو مرد با مشارکت یکدیگر مرد دیگری را بکشند یا دو زن یا بیشتر یک زن را بکشند برای قصاص دیه هر دو قاتل باید «فاضل دیه» به خانواده یکی از قاتلین پرداخت شود. به بیان دیگر از آنجا که گرفتن یک جان در برابر یک جان مطرح است،هر جا که قرار باشد بیش از یک جان گرفته شود باید دیه آن پرداخت شود.
او تاکید میکند که آنچه در بحث دیات مطرح است، ارزش اقتصادی است که برای جان یک فرد در نظر گرفته شده است: گاهی فرد در یک دعوا آسیب شدید جسمی میبیند مانند نقص عضو. در این صورت دیه عضو از دست رفته مشخص میشود. حالا اگر فرد دچار هزینههای درمانی شود که از میزان دیه آن عضو بیشتر باشد، از باب مسئولیت مدنی خسارت مازاد دیه را میتوان مطالبه کرد. اما اگر میزان هزینههای درمانی کمتر یا برابر با میزان دیه عضو از دست رفته باشد، هزینههای درمانی را نمیتوان مطالبه کرد. در واقع نگاه به دیه چندان برای مجازات نیست بلکه بر مبنای ارزشی است که برای جان انسان گذاشته شده است برخی هم آن را خسارتگونه میدانند.
در دیه ارزش اقتصادی جان مطرح است
این حقوقدان این را هم میگوید که دیه برمبنای یک سنت عربی مرتبط به پیش از اسلام بوده که برای فصل خصومت در برابر یک انسان100 شتر را به عنوان دیه قرار داده بودند: دیه جزو احکام امضایی است یعنی یکی از سنن عربی است که اسلام هم آن را امضا کرده است. در قرآن توصیه به عفو شده است اما وقتی این امکان وجود داشته که دیه جانشین قصاص شود، این حکم را اسلام امضا کرده تا زمینه لازم برای نگرفتن جان یک انسان، مهیا باشد.
او اضافه میکند: در توجیه این موضوع که دیه زن نصف مرد است، علما به ارزش اقتصادی افراد صحبت میکنند. به این معنا که در گذشته ارزش اقتصادی یک مرد بیش از زن بوده است یعنی نانآور خانواده و نیروی کار و جنگ بوده است. بهویژه در جامعه اعراب جنگهای بین طوایف زیاد بوده است و در این جامعه مردسالار ارزش اقتصادی مرد را بیش از زن میدانستند. اما در آیات قرآن بهویژه در آیه 178 سوره بقره که به موضوع قصاص پرداخته است، دراین موضوع درباره اینکه میزان دیه مرد بیشتر باشد یا زن صحبتی نشده است. در واقع اگر صرفا به آیه قرآن مراجعه کنیم برای آیندگان این امکان را در نظر گرفته است که برابری دیه را در قصاص لحاظ کنند. کما اینکه در تصادفات رانندگی بعد از سالهای فراز و نشیب، با حکم حکومتی ولی فقیه برابری زن و مردم و برابری اهل کتاب و مسلمانان در دیه تصویب شد و مشکلی هم ایجاد نشد.
آیا این رویکرد قوانین نسبت به دیه زنان و در واقع ارزش اقتصادی آنها با جهان امروز و سبک زندگی زنان مطابقت دارد؟ اصولا به روزرسانی نکردن قوانین در این حوزه چه آسیبهایی به دنبال دارد؟ سوالی که این حقوقدان در پاسخ به آن میگوید: جاهایی که خواستهایم موفق به ایجاد تغییر شدهایم.به عنوان مثال درباره اسرای جنگی قانون شرعی وجود دارد مبنی بر اینکه یا آنها را بکشید یا فدیه بگیرید یا اینکه منت بر آنها گذاشته آزادشان کنید. اما امروزه ما این حکم را کنار گذاشته و به کنوانسیون ژنو پیوستهایم و قواعد حاکم بر اسرای جنگی مورد تاکید در این معاهده را پذیرفتهایم. درواقع ما قواعد بینالمللی را راحتتر میپذیریم. اما وقتی به امور داخلی میرسیم بسیار سختگیرانه با مسائل برخورد میکنیم.
ضرورت تغییر در نگاه به جان زنان
این حقوقدان اضافه میکند: در حال حاضر زنان ما در جامعه پا به پای مردان کار و فعالیت میکنند. در واقع ارزش اقتصادی زن و مرد برابر است زیرا ما امروز زنان توانمندی داریم. زن وزیر داریم و زنی که توانایی برعهده گرفتن ریاست جمهوری را دارد. این نکتهای به اثبات رسیده است که میان تواناییهایی زنان و مردان تفاوتی وجود ندارد. حالا چه ایرادی دارد که برابری را بپذیریم و با حکم حکومتی که ولی فقیه میتواند صادر کند، این مساله را از بعد شرعی هم حل کنیم. حتی میتوانیم احکام را عرفی کنیم این موضوع هیچ آسیبی به شریعت نمیزند. بسیاری از احکام اسلامی هم در زمان خودشان عرف جامعه عربستان بودهاند. ضمن اینکه بر اساس قواعد اسلامی احکام شرعی و عقلی باید بر هم منطبق باشند. وقتی عقل انسان امروز نمیتواند حکمی را بپذیرد و آن حکم میتواند باعث وهن دین شود چه لزومی برای بقای آن حکم است. بهتر است قوانین کیفریمان را براساس قواعد بینالمللی مورد تایید جهان به روزرسانی کنیم.
او درباره آسیبهای ناشی از تفاوت دیه زن و مرد و تاثیر آن بر تداوم زنکشیها هم میگوید:در بحث پیشگیری از جرم وضعیت خاص بزهدیده مطرح است. غالبا زنان در برابر جرائم خشن آسیبپذیرتر ازمردان هستند و ممکن است راحتتر آماج اهداف مجرمانه قرار گیرند. یکی از راهکارها در بحث پیشگیری تشدید مجازات ها است. حالا اگر این تصور را داشته باشیم که اگر یک مرد مرتکب قتل زنی شود، قصاص او با مشکلاتی مانند رد فاضل دیه از سوی خانواده مقتول مواجه است که ممکن است توان مالی پرداخت این مبلغ را نداشته باشند، میتواند خطرات را به صورت جدیتری زنان را تهدید کند.
این وکیل دادگستری پیشنهاد میدهد که اگر فاضل دیه به لحاظ شرعی باید باقی بماند، حداقل دولت از باب مسئولیت مدنی که در قبال تامین امنیت افراد دارد، فاضل دیه را پرداخت کند. زیرا این جامعه است که نتوانسته از فرد محافظت کند. در حال حاضر احتمال این اقدام از سوی دولت بسیار کم است. اما به صورت کلی به نظر من بسیار بهتر است که برابری زن و مرد در قوانین از جمله در مساله دیه اتفاق بیفتد.










ثبت دیدگاه