همکاران محترم تجارت فردا پرونده این هفته خود را به ارزیابی عملکرد دولت و پزشکیان اختصاص دادهاند، و در این مورد چندین پرسش گوناگون را برای پاسخ دادن طرح کردهاند که نویسنده براساس علایق و آشنایی خود به برخی از آنها پاسخ دهد. من میکوشم که ابتدا نگاه کلان خودم در باره چگونگی شکلگیری این دولت را شرح دهم سپس به پاسخ پرسشها نیز بپردازم. چه شیوهای را در تحلیل و ارزیابی عملکرد دولت کنونی میتوانیم به کار گیریم که قابل دفاع باشد؟ برای پاسخ به این پرسش باید تحلیلی از ماهیت و چگونگی شکلگیری این دولت(سیستم مورد ارزیابی) نیز داشته باشیم.
یک شیوه بررسی میزان تحقق وعدههایی است که فرد یا سیستم داده بودند. شیوه دوم مقایسه ورودی و خروجی یا ارزیابی واقگرایانه از سیستم است. شیوه سوم براساس انتظارات بیرونی است. در هر سه مورد مسأله زمانبندی تحقق اهداف و وعدهها بسیار مهم است. همچنان که آثار متغیرهای بیرونی و خارج از محاسبات نیز باید مورد توجه قرار گیرد. به علاوه مسأله ریسک و احتمال موفقیت را هم باید در نظر گرفت.
واقعیت این است که جریان نقل و انتقالات قدرت سیاسی و مدیریت جامعه در ایران مشابه کشورهای دیگر نیست و در دو دهه اخیر محدودیتهای آن بیشتر و نامتعینتر هم شده است. از سوی دیگر انعطافناپذیری متغیرهای اصلی برای اداره امور کشور نیز یکی دیگر از محدودیتهای میدانی برای ارزیابی دقیق است.
حکومت ایران در یک وضعیت بنبست قرار گرفته بود، که تداوم آن وضعیت برایش قابل تصور نبود. از سوی دیگر تعامل و گفتگویی هم با نیروهای منتقدش نداشت یا نمیپذیرفت که داشته باشد تا از این طریق به توافقی مشخص برسند. در نتیجه هر دو طرف در یک وضعیت نامتعین وارد انتخابات تابستان ۱۴۰۳ شدند. بنبست حکومت چه بود؟
تجربه سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۰ کمابیش نشاندهنده شکست سیاستهای رسمی بود. برای اثبات این ادعا کافی است که وضعیت موجود کشور را با وعدهها و اهداف سند چشمانداز مقایسه کنیم. در این دو دهه نه تنها پیشرفت چندانی نکردیم و حتی در نقطه قبلی نیز نماندیم، بلکه در اغلب رتبههای متعارف در مقایسه با کشورهای «منا» (MENA، کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا) عقبگرد کردیم.
انتخابات سال ۱۴۰۰ آخرین تیر در ترکش بود تا با یکدستسازی کلیه ارکان حکومت، تحرکی جدی در کشور ایجاد شود، با این گمان که در دوره روحانی به دلیل تنشهای درون ساختاری دولت؛ پیشرفت امور به شدت ناکارآمد و کُند بود. گمان میکردند که میتوانند مثل چین عمل کنند و از بالا همه چیز را به سوی بهبود ببرند. این خطایی مضحک بود که ناظر را به یاد داستانهای مثنوی مولوی میاندازد که ظاهربینی چه عوارض خطرناک و مرگباری دارد. دولت رییسی یک شکست کامل و حتی عقبگرد فاحش بود و معلوم نبود که اگر بالگرد سقوط نمیکرد، میخواستند چگونه ادامه دهند؟ در میان شاخصهای اصلی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و نیز سیاسی هیچ پیشرفتی حاصل نشد.
البته همه جناح حاکم دچار این بنبست نبودند، برخی از آنان معتقد بودند که یکدستسازی بصورت ناقص انجام شده و باید یکدستتر شود!! تا مسایل کشور حل گردد ولی معلوم بود که برداشت غالب در ساختار سیاسی ایران تفاوت داشت.
طی این سه سال و سه سال پیش از آن و یا به طور کلی در دهه ۱۳۹۰، تمامی ناترازی ها تشدید شدند و بجز دوره کوتاه برجام وضع اقتصادی کشور رو به رکود و حتی عقبگرد رفت. مهمتر از اقتصاد، وضع سیاسی بود که اتفاقات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ به کلی نقشه و میدان سیاسی ایران را تغییر داده بود. تا آنجا که من میدانم ساختار سیاسی ایران از پاییز سال ۱۴۰۲ به این نتیجه رسید که راه طی شده، بن بست و بیفایده است، بنابراین باید تغییر فرمان داده شود.
انتخابات مجلس سال ۱۴۰۲ فرصت کافی و مناسبی برای اجرای آن نبود و پاسخی دریافت نمیشد. تأیید صلاحیت آقای پزشکیان از بالا نشانه مهمی بود که بعدا معنا شد. ولی این انتخابات نتیجه بسیار مهمی داشت، که ضربه نهایی را به سیاست یکدستسازی زد. مشارکت بسیار اندک مردم در شهرهای اصلی کشور و بویژه تهران آژیر خطر را به صدا در آورد و ساختار سیاسی احساس کرد که جامعه به کلی از آن رویگردان و ناامید شده است و روشن بود که این مسیر به پایان خود رسیده است.
سقوط بالگرد زمینهای شد برای عبور از سیاست خالصسازی. با تأیید پزشکیان امکان حضور در تحول مهار شدهای را پیش روی جامعه گذاشتند. از اینجا به بعد یک بازی سیاسی جدیدی شکل گرفت. در کنار نامزدهای رسمی، یک نامزد قابل تحمل برای ساختار نیز وجود داشت که منتقدان را هم امیدوار کند و مهمتر از امیدوار کردن، این بود که بتوانند با انتخاب او آخرین میخ را بر تابوت خالصسازی بزنند.
جبهه گسترده مخالفان و منتقدان دو راه در پیش رو داشتند. یا ادامه تحریم انتخابات یا شرکت و رأی دادن به پزشکیان. عدم شرکت سادهتر بود. به این علت که اغلب مردم در انتخابات ۱۳۹۸، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ شرکت نکرده بودند و عدم شرکت تبدیل به قاعده شده بود، پس عدم شرکت نیازمند دلیل نبود، بلکه برای شرکت کردن باید دلیل و برهان اقامه میشد و این خیلی سخت بود، بویژه که آقای پزشکیان هم ظرفیت و سوابق و همراهان زیادی نداشت، و مهمتر اینکه برنامهای به معنای متعارف نداشت و اصولاً نمیتوانست هم داشته باشد. پس چرا باید شرکت میکردیم؟
از نظر من اولین و مهمترین دلیل آن، پاسخ مثبت دادن به تغییر سیاست جاری حکومت بود. تأیید آقای پزشکیان برای افزایش مشارکت مردم بود، ولی این سیاستی غیر صادقانه نبود، زیرا تصور ابتدایی آنان این بود که پزشکیان شانس جدی رأیآوری هم دارد. همین به معنای واقعی بودن کنار گذاشتن سیاست خالصسازی بود. پس اگر میتوانستیم همین سیاست را تأیید و اجرایی کنیم، موفقیت اصلی حاصل شده است. البته هدف بخش بیشتری از منتقدان اصلاح این سیاست نبود، آنان دنبال ساقط کردن حکومت از طریق ادامه سیاست تحریم و منزوی شدن بیشتر حکومت بودند.
کسانی که در پی ورود از هر روزنهای برای تغییر سیاست رسمی کشور بودند نیز، مواضع گوناگونی داشتند. عدهای گمان میکردند که آقای پزشکیان نامزد مناسبی برای این مقصود نیست. عدهای شانس رأیآوری او را کم میدانستند. عدهای به ساختار سیاسی بدبین بودن و گمان میکردند که این فقط یک بازی برای افزایش حضور مردم است و اجازه انتخاب شدن نمیدهند. برخی دیگر نیز معتقد بودند که اجازه تقلب نخواهد داد. پیروزی را میپذیرد و حتی استقبال هم میکند. بویژه که برای او شانس پیروزی قایل هستند.
ساختار میدانست که تقلب، یعنی خودکشی، به علاوه با آمدن مردم حتماً پزشکیان رأی میآورد و عدم انتخاب او فقط میتواند محصول نیامدن و ادامه قهر مردم باشد، و این نیز شکست بدتری است، بنابراین از نظر من این انتخابات کوششی برای یک آزمون جدید بود که برخلاف موارد قبلی ۱۳۷۶ و ۱۳۹۲، که نتیجه را حدس نمیزدند، این بار آگاهانه به استقبال این حضور رفتند.
اکثریت قاطع مردم که منتقد وضع موجود هستند سه گروه شدند. بخشی از آنان این تحلیل را پذیرفتند و در نهایت وارد انتخابات شدند و رأی دادند. بخشی از آنان یا شانسی برای پزشکیان قایل نبودند چون گمان میکردند مردم نمیآیند یا تقلب میشود، پس حاضر نشدند در انتخابات شرکت کنند. این گروه هنگامی که نتایج دور اول را دیدند؛ نظرشان تغییر کرد و در دور دوم شرکت کردند، به نظرم مجموع این دو گروه کمابیش معادل گروه سوم بود که یا خیری در حضور و حتی پیروزی پزشکیان نمیدیدند و یا به کلی در سوی مخالف قرار داشتند و خواهان تقابل نهایی با نظام بودند.
در هر حال دو گروه اول به هدف خود رسیدند. گرچه گروه سوم به مطلوب خود نرسیدند، ولی در مجموع این سه گروه سر جمع پیام مشترکی را به ساختار سیاسی مخابره کردند که بسیار اهمیت داشت. این پیام که؛ پس از پزشکیان شانسی وجود ندارد، مگر اینکه اصلاحات مناسب انجام شود.
نکته بسیار مهم دیگری را هم که باید اضافه کنم این است که انتظارات از دولت را نباید مکانیکی در نظر گرفت. دولت و رییس جمهور مثل یک راننده در یک خودروی معین با شتاب و کیفیت ثابت و بدون رقیب نیستند که بخواهد رکورد سرعت بگیرد. در واقع مردم در صحنه سیاست، فراتر از تماشاگران منفعل و بدون تأثیر هستند. مردم و جامعه مدنی نیز جزء مهمی از بازی سیاست هستند. باید از این منظر هم به مسأله نگاه کرد، بویژه آنکه دولت میتواند با این بخش از بازی مخالف باشد یا تشویق به حضور کند.
با این مقدمه طولانی که زمینه شکلگیری پدیده مورد ارزیابی را نشان میدهد، پرسشهای اصلی را طرح کرده و پاسخهای کوتاهی نیز به آنها میدهم.
▪️چه عواملی باعث شدهاند که دیدگاههای مختلفی درباره تواناییهای مسعود پزشکیان شکل بگیرد؟
🔘هم انتظارات و رویکردهای سیاسی مردم بسیار متنوع است، هم اینکه تواناییهای پزشکیان و نیز محدودیتهای او برای جامعه ناشناخته یا کمتر شناخته شده است. به علاوه برنامه و شیوههای تحقق وظایف نیز روشن نیست. بنابراین طبیعی است که دیدگاهها نه تنها گوناگون بلکه متضاد و ناپایدار هم باشد.
▪️آیا مسعود پزشکیان در حل و فصل مسایل اجتماعی کشور موفق بوده است؟
🔘«سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل/ بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران». هنگامی که مهر و محبت قدیمی را هم جز از طریق گذر روزگار نمیتوان از دل بیرون کرد؛ چگونه میتوانیم این همه مسایل تاریخی جامعه را، آن هم در این مدت کوتاه حل و فصل کرد؟ مهم این است که در مسیر تشدید مسایل هستیم یا تخفیف؟ به نظر من و در مجموع در مسیر تخفیف و حل مسایل اجتماعی کشور هستیم. گرچه انتظارات مردم بحق بالاتر است.
▪️چه عواملی باعث تردید برخی تحلیلگران درباره تواناییهای پزشکیان در مواجهه با بحرانها شده است؟
🔘اطلاعات، رویکردها و انتظارات متفاوت، ما را به نتایج گوناگونی سوق میدهد. فراموش نکنیم که انتخابات در ۱۵ تیر تمام شد و ما وارد مرحله سختتری هستیم و باید انتظارات بیشتر و البته منصفانه و معقولی را پیشه کنیم و تازه در ابتدای راه هستیم.
▪️چرا برخی تحلیلگران از عملکرد مسعود پزشکیان در حوزه سیاست خارجی انتقاد دارند؟
🔘به نظر من ضعف تحلیلی و نیروی انسانی که در ساختار سیاسی هست ریشه مشکلات در سیاست خارجی است. به علاوه ادبیات آقای پزشکیان کارکردی را دارد که مخاطب کمتر متوجه آن میشود. در همین مدت کوتاه سیاست او در مسأله جنگ با اسراییل و اکنون هم مسأله آمریکا، نقطه قوت اوست، گر چه ادبیات آن را عدهای نمیپسندند. امیدوارم، سیاست تنشزدایی موجود که از هفته پیش جدیتر شده است به سرانجام برسد.(این یادداشت در هفته پیش از آغاز مذاکرات نوشته شده بود.)
▪️چگونه مسعود پزشکیان توانسته از تشدید تنشهای اجتماعی جلوگیری کند؟
🔘رویکرد کلان او که در انتخابات بارها گفته شد، چنین است. او در اعتراضات ۱۴۰۱ مواضع درستی گرفت، در مورد اقوام و مذاهب و اقلیت ها موضع درستی دارد. در باره آزادی بیان، زنان، فقر، فساد و… رویکرد خوبی دارد، و در این رویکردها هم صداقت دارد، دنبال حذف کسی و گروهی نیست، رویکرد کلی وفاق او نیز روشن است. همین رویکرد نوعی آرامش را میدهد. در سیاست خارجی نیز مطلقاً نگاه تهاجمی ندارد. همه اینها میتوانند مانع از تشدید تنشهای اجتماعی شوند.
▪️چه تغییراتی در سیاستهای اجتماعی پزشکیان در مقایسه با دولتهای قبلی مشاهده میشود؟
🔘در باره مسأله زنان و جلوگیری از مصوبه خلاف ملی مجلس درباره حجاب، در مورد انتصاب اقوام و اهل سنت در پستهای بالای حکومتی، افزایش انتصاب زنان در این پستها، احترام کامل به آزادی بیان، احترام نسبی به نظرات کارشناسی، نمونههای روشن این تغییرات هستند.
▪️عملکرد پزشکیان در زمینه آزادیهای مدنی و مطالبات اقلیتها چگونه ارزیابی میشود؟
🔘به نظرم ادبیات او در این زمینه حتی مهمتر از انتصابات او در کردستان خوزستان، بلوچستان و نیز معاونتهای ریاست جمهوری است.
▪️آیا رویکرد محتاطانه پزشکیان در برابر تشدید تنشها درست بوده است؟
🔘رویکرد محتاطانه او نه تنها ویژگی سیاسی، بلکه یک ویژگی اخلاقی اوست. اگر دقت کنید اصلا تقابلی حرف نمیزند و این بر خلاف چند رییس جمهور قبلی است. من هم در مواردی بویژه در تأیید صلاحیتها و سکوت در برابر رسانه ملی به رویکرد او معترض هستم و معتقدم که باید این دو مورد را زودتر حل کند، ولی در هر صورت این شیوه عمل اوست باید قدری زمان هم برایش در نظر گرفت.
▪️آیا پزشکیان توانسته از ورود ایران به جنگ جلوگیری کند؟
🔘قطعاً این یکی از موفقیتهای او بوده است.
▪️عملکرد دولت پزشکیان در حوزه دیپلماسی خارجی به چه صورت بوده است؟
🔘به نظر من پزشکیان با روحانی و خاتمی در این زمینه تفاوت عملکرد دارد. روحانی خودش نیز دارای نظرات جزیی و کارشناسی بود، خاتمی، گروه و تیم قدرتمندی در سیاست خارجی داشت، ولی پزشکیان از هر دو مورد بیبهره است. ولی در مجموع رویکرد کلی او در سیاست خارجی قابل دفاع است، هر چند دستش برای اجرای خوب این سیاستها تا حدی خالی است.
▪️چرا برخی اقتصاددانان به ضرورت اصلاح سیاست خارجی برای حل مشکلات اقتصادی اشاره میکنند؟
🔘خیلی روشن است، چون متغیر خارجی چنان به عنوان یک مانع عمل میکند که کل سیاستهای اقتصادی را قفل کرده و از آن بدتر اینکه اقتصاد را ناپایدار نموده است.
▪️مشکلات اقتصادی کشور، مانند کسری بودجه و تورم، چه تأثیری بر عملکرد دولت چهاردهم گذاشتهاند؟
🔘هر دولتی میآید که همین مسایل را حل کند، و ارزیابی ما از عملکرد دولتها باید با توجه بر وجود همین مشکلات باشد. به نظرم باید منتظر رفتار اقتصادی دولت در سال ۱۴۰۴ بود تا داوری بهتری بتوانیم انجام دهیم.
▪️مسعود پزشکیان تا چه اندازه توانسته واقعیتهای اقتصادی را به جامعه منتقل کند؟
🔘تقریباً هیچ. شاید این امر به دلیل رویکرد وفاق اوست که نمیخواهد علیه گذشتگان حرفی بزند که البته کار خوبی میکند. بخشی هم به این علت است که در جزییات افتاده و گمان میکند اوضاع به سرعت خوب خواهد شد.
▪️آیا مسعود پزشکیان در مدیریت ناترازیهای اقتصادی موفق بوده است؟
🔘تا کنون خیر. ولی اگر در بهار امسال بتواند مشکلات روابط خارجی را از وضع نادرست فعلی بیرون آورد، قطعاً به این فرآیند کمک خواهد کرد.
▪️چرا سیاستهای دولت پزشکیان در مورد تحریمها و روابط بینالمللی موفقیتهای ملموسی نداشته است؟
🔘اول اینکه این سیاستها در اختیار کلان ساختار سیاسی ایران است. نه اینکه دولت پزشکیان اثر ندارد، بلکه یک عامل در کنار عوامل دیگر است. از روز تحلیف برای او مشکلاتی در سیاست خارجی پیش آمد که اگر برای هر دولت دیگری هم رخ میداد مشکلآفرین بود. ترامپ هم در آغاز به عنوان مانع دیده میشد، ولی امیدوارم که در هفتههای آینده شاهد گشایشهای مهمتری باشیم.
▪️انتظارات عمومی از دولت چهاردهم چقدر بر تصمیمگیریهای مسعود پزشکیان تأثیرگذار بوده است؟
🔘به نظرم انتظارات عمومی آن اندازه با تواناییهای دولت فاصله دارد که امکان تامین خود را از دست داده است، ولی در هر صورت پزشکیان به لحاظ اخلاقی و رفتاری چنین است که خواستهای عمومی را محترم بشمارد.
▪️آیا دولت پزشکیان توانسته ساختار سیاسی متصلب را تغییر دهد؟
🔘حضور پزشکیان در واقع محصول خروج این ساختار از وضعیت متصلب قبلی بود، ولی خودش هم تا حدی این کار را پیش برده است هر چند به نظر من جای بیشتری داشت.
▪️عملکرد مسعود پزشکیان را میتوان «متوسط رو به مثبت» ارزیابی کرد؛ چرا؟
🔘بله؛ ولی هنوز باید زمان داد. در پایان تابستان نظر دهیم بهتر است.
▪️چه تغییرات اساسی باید در سیاستهای دولت پزشکیان اعمال شود تا موفقیتهای بیشتری حاصل گردد؟
🔘این را طی یک نامه مفصل به خودشان نوشتهام، اگر شرایط پیش آمد آن را منتشر میکنم.










ثبت دیدگاه