حسن رضائی بازرس حزب اتحاد ملت: تلاش های دیپلماتیک تیم مذاکره کننده هسته ای در اواخر دولت روحانی منجر به رسیدن طرفین به توافق بر روی کاغذ شد، اما شرایط بوجود آمده ناشی از تصویب آنچه قانون راهبردی مجلس حداقلی وقت خوانده شد، مانع از امضای توافق شد.
طبق آن توافق راهبردی که برجام نامیده میشد قرار بود امتیازهای مهمی در قبال تعدیل فعالیت هسته ای و غنی سازی اورانیوم به ایران داده شود از جمله ؛ ۱. رفع تحریم ها ۲.خرید ۳۰۰فروند هواپیمای مسافربری ۳.فروش آزاد نفت با حداکثر ظرفیت و به قیمت روز ۴.سرمایه گذاری شرکت های بزرگی چون شل و استات اویل در صنعت نفت با هدف نوسازی تاسیسات و افزایش ظرفیت تولید ۵.سرمایه گذاری شرکت های خودروسازی دنیا اعم از آسیا ،اروپا و آمریکا مانند فورد ، تویوتا ، تسلا و…در صنایع خودروسازی ایران و جایگزینی آنها با سایپا و ایرانخودرو ۶.نوسازی و بازسازی ناوگان حمل و نقل جاده ای و ریلی ایران ۷.ورود و سرمایه گذاری شرکتهای بزرگ در عرصه های دیگر اقتصاد و ….
در صورت به امضاء رسیدن این توافق درآمدهای حاصل از فروش نفت و صادرات غیرنفتی و در نتیجه ورود آسان ارزهای ناشی از آنها به اقتصاد کشور علاوه بر ایجاد تحولات و پیشرفت های شگرف در عرصه های مختلف ، می توانست موجب تقویت بنیه مالی وارزی کشور شود و حتی روی کار آمدن فرد قلدر مآبی چون ترامپ علاوه بر جلوگیری از اجماع جهانی علیه ایران، نمی توانست اثر چندانی بر اقتصاد کشور و در نتیجه مانع تلاطم های شدید در قیمت ارز و سایر بخش های اقتصادی گردد.
در این بین آنچه که در این روزها دارای اهمیت بسیار است و کمتر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است کم توجهی به دلیل یا دلایل اصلی وضعیت فلاکت بار امروز اقتصاد ایران و زندگی مردم است و اینکه سیاست هایی که منجر به قرار گرفتن تصمیم گیرندگان دیپلماسی و اقتصادی کشور درگوشه رینگ شده از کجا سرچشمه می گیرد؛ با نگاهی گذرا به اواخر دولت روحانی خواهیم دید که جریانی در داخل مجلس وجود داشته که از قضا در این ایام و در اوایل دولت پزشکیان بدنبال کارشکنی برای دولت نوپا در موضوع ترکیب کابینه و همچنین استیضاح وزیر اقتصاد در ماههای اول شکل گیری دولت بعلاوه ایجاد فشارها برای برکناری دکتر ظریف از معاونت راهبردی رییس جمهور است که در اواخر دولت روحانی مانع امضاء توافق هسته ای بین ایران و غرب با شرایطی بسیار آسانتر از دوره ترامپ و در نتیجه عدم ایجاد گشایش در زندگی مردم شده بود.این جریان تمامیت خواه که بسیاری از اعضای آن در حوزه انتخابیه خود کمتر از پنج درصد آراء واجدین شرایط را کسب کرده اند ،بواقع در مسائل مهم و اساسی کشور بدنبال تصویب طرح ها و تامین خواسته همان حدود پنج درصد حامیان خود هستند و مطالبات اکثریت ۹۵ درصدی جامعه برایشان فاقد وجاهت است.
نکتهای که نباید از آن غافل شد وضعیتی ست که ایران در زمان مذاکرات اواخر دولت روحانی از آن بهره مند بود و الان دیگر آن شرایط وجود خارجی ندارد ؛ و آن برگه هایست که ایران توانست هنگام چانه زنی بکار گیرد ؛ حماس ، حزب الله ،دولت سوریه ،حشدالشعبی و انصارالله هیچ کدام در موقعیت ضعف امروز نبوده اند و همچنین مردم عصبانی ناشی از دلار ۱۰۰ هزار تومانی و تورم مستمر ؛ فرصتی تاریخی که بخاطر حضور انحصارگرایی و رادیکالیسم اصولگرایانه بر ساختار سیاسی و تصمیم گیری کشور از کف ملت ایران ربوده شد.










ثبت دیدگاه