پنج‌شنبه, 17 اردیبهشت 1405 Thursday, 7 May , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 50379 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد دیدگاهها : 2738×
شورش پاجوش‌ها علیه چنارها؛ اصولگرایان از هم گسستند
1 اردیبهشت 1404 ساعت: 1:18
شناسه : 305323
9

دو جریان اصلی اصولگرایان که متشکل هستند از پاجوش ها (حامیان ابراهیم رئیسی و جلیلی) و چنارها (به رهبری قالیباف و حدادعادل) وارد مرحله تازه‌ای شده است. پاجوش‌ها، چنارها را نه‌تنها از قدرت، که از بدنه رأی نیز جدا کرده‌اند.

نویسنده : داوود حشمتی منبع : امتداد
پ
پ

دو جریان اصلی اصولگرایان که متشکل هستند از پاجوش ها (حامیان ابراهیم رئیسی و جلیلی) و چنارها (به رهبری قالیباف و حدادعادل) وارد مرحله تازه‌ای شده است. پاجوش‌ها، چنارها را نه‌تنها از قدرت، که از بدنه رأی نیز جدا کرده‌اند.

در آستانه مذاکرات جریان نزدیک به قالیباف و شورای ائتلاف اصولگرایان، رقیب داخلی خود را با عنوان «سوپرانقلابی» نقد می کند. طرف مقابل اما معتقد است که این جریان به خاطر اینکه خودش را به مذاکرات متصل کند، ادعای «عقلانیت» دارد. درحالی که اساسا آنها به «لیبرالیسیم» رسیده اند.

در این رابطه مهدی جمشیدی که به جریان اصلی دولت قبل در وزارت ارشاد نیز نزدیک بود در یک متن به نقد جریان رقیب پرداخت و نوشت: «ما «سوپرانقلابی» نشده‌ایم؛ چون باورهای‌مان، منطبق بر گفتمان اصیل انقلاب است؛ آن هم به روایت متفکران بزرگ انقلاب. نه بیشتر و نه کمتر. اما شما که از «عمل‌گرایی» آغاز کردید و اینک به «لیبرالیسم» رسیده‌اید، چاره‌ای برای توجیه و تطهیر خود ندارید جز اینکه با اغواگری، تعهد به اصالت‌ها را تندروی بنامید. »

حمید رسایی دیگر عضو جریان پاجوش های مجلس در حاشیه این یادداشت نوشت: «نیروهای اصول‌گرا در اثر خلاءهای فکری و معرفتی، از اراده‌ معطوف به ارزش عبور کردند و جانب اراده‌ معطوف به قدرت را گرفتند. در عین حال، توقع داشتند که بدنه‌ی اجتماعی انقلاب نیز در برابر این چرخش هویتی، مطیع و منقاد باشد و نقش رأی‌دهنده‌ متعصب را برای آنها بازی کند و خود را ابزار قدرت‌گیری آنها بداند. این تصور، مدت‌هاست که شکسته شده و اینک بدنه‌ اجتماعی انقلاب، اراده‌اش را به صورت مستقل از اصول‌گرایانی تعریف می‌کند که عمل‌گرا شده‌اند.»
از نگاه او جریان شورای ائتلاف اصولگرایان در واقع «اصلاح طلبان تعدیل شده هستند».

 او می نویسد: «بدنه‌ اجتماعی، همچنان در جهان ارزش‌ها به سر می‌برد و چهره‌های سیاسی را با اصالت‌های آغازین انقلاب می‌سنجد. این ناهمراهی در استحاله، واکنش اصول‌گرایان قدرت‌مآب را در پی داشت، از جمله این‌که اراده‌ معطوف به ارزش را سوپرانقلابی‌گری خواندند. بازی قدرت و میل به نفع و تداوم خویش، این‌چنین ویران‌گر است. اینک همه می‌دانند که اصول‌گرایان، اصلاح‌طلبان تعدیل‌شده‌ هستند و سیاست ماکیاولیستی، آنها را مسخ کرده است. مفتخریم که لیبرال‌های شبه‌انقلابی و تکنوکرات – که امتداد مهندس بازرگان هستند – ما را سوپرانقلابی بخوانند.»

اصل ماجرا اما این است که جریان پاجوش ها تلاش می کند به حیات سیاسی شورای ائتلاف نه در نهاد قدرت، بلکه در میان بدنه رای پایان ببخشد. به نظر میرسد در این مسیر هم ناموفق عمل نکرده است. نگاهی به انتخابات اسفند 1402 در مجلس دوازدهم و رای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری نشان میدهد، بدنه رای با این بخش از اصولگرایان خداحافظی کرده است. حالا قالیباف به همان سرنوشتی دچار شد که پیشتر هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری وعلی لاریجانی را دچار آن شده بود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.