در سیاست، همانطور که زمانسنجی مهم است، واژهسنجی هم حیاتی است. گاهی یک عبارت، اگر در لحظه مناسب و بستر درست استفاده شود، میتواند تحولی ایجاد کند یا مانعی را بردارد؛ اما همان واژه، اگر در زمان خودش به کار برده نشود، نهتنها اثر نمیگذارد بلکه حساسیت جامعه را نسبت به معنای حقیقیاش از بین میبرد.
یکی از این مفاهیم، واژه «پیچ تاریخی» یا عبارت «موقعیت حساس کنونی» است؛ اصطلاحاتی که در طول دهههای گذشته بارها در فضای سیاسی و رسانهای کشور تکرار شدهاند، تا جایی که امروز دیگر نه اثرگذاری دارند، نه هشدارشان جدی گرفته میشود. مانند شمشیری که بیمحابا برای ترساندن استفاده شده، اما آنقدر در میدانهای بیربط و بیاثر به کار رفته که حالا دیگر لبهاش کند شده است.
برای فهم بهتر این موضوع، خوب است به سخنان حسن روحانی در سال ۱۳۹۸ رجوع کنیم. او در آن زمان و در جریان یکی از نشستهای هیأت دولت در مواجهه با وضعیت سخت آن روز، به درستی هشدار داد که نباید همهچیز را «بحران» نامید. روحانی گفت: «اگر یک کسی گفت شرایط کشور، شرایط بحران است، بدانید این ضدانقلاب است. اینها کسانی هستند که میخواهند مردم را بترسانند و کشور را در حالت ترس قرار دهند. هر مشکلی بحران نیست. بحران یعنی مشکلی که حلنشدنی باشد و ساختار کشور را از کار بیندازد. ما مشکلات داریم ولی کشور در شرایط بحرانی نیست.» (سخنرانی ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، جلسه هیأت دولت)
او در این سخنان تلاش داشت مرزی میان «مشکل» و «بحران» بکشد؛ مرزی که اگرچه ممکن است خود روحانی در مواردی دیگر نادیده گرفته باشد، اما اصل نکتهاش قابل تأمل است. چون هشدار میدهد که اگر همیشه بگوییم «پیچ تاریخی» یا «شرایط حساس کنونی»، جامعه دچار نوعی بیحسی میشود و این واژهها خاصیت هشداردهنده خود را از دست میدهند.
این همان خطای مزمنی است که ما در مدیریت فضای عمومی مرتکب شدیم. آنقدر موقعیت را حساس توصیف کردیم که حالا وقتی واقعاً در یکی از مهمترین برهه های حساس تاریخ انقلاب هستیم ـ چه از نظر امنیتی، چه منطقهای، چه سیاسی ـ دیگر نمیتوانیم با همان واژهها مردم را متوجه خطر بزرگ شرایط کشور کنیم. جامعهای که ۴۰ سال شنیده «در پیچ تاریخی هستیم»، حالا دیگر با شنیدن آن فقط لبخند میزند.
اینجاست که باید پرسید: آیا ما با استفاده بیرویه از واژهها، آنها را از خاصیت نینداختهایم؟ آیا واژگان حساس، به ابزار مصرفی بدل نشدهاند؟
باید مراقب بود. حتی در اوج بحرانها و تنشها، زبان سیاست باید دقیق و مهندسیشده باشد. واژههایی مثل «بحران»، «جنگ روانی»، «موقعیت حساس» یا «فتنه» نباید ابزار هر روزه خبرخوانها و سخنرانان باشند. چون در آن صورت، وقتی واقعاً بحران میرسد، دیگر ابزار کلامی برای توضیح وضعیت در اختیار نخواهیم داشت.
فرسودگی واژگان سیاسی، یکی از خطرات پنهان مدیریت افکار عمومی است. ما باید برای روزهای واقعاً حساس، زبان و ذخیره واژگانی سالم نگه داریم. هر مفهومی، وقتی زیاد و بیجا مصرف شود، همانند شمشیری میشود که در بزنگاه، کند و بیاثر است. اکنون که شاید در یکی از مهمترین مقاطع پس از انقلاب قرار داریم، زمان آن است که زبان هشدارمان را از نو بازسازی کنیم — با دقت، با احتیاط و با احترام به شعور عمومی.










ثبت دیدگاه