اختصاصی یامردم | فیلم زن و بچه ساخته سعید روستایی، مثالی تمامعیار از این است که چطور یک کارگردان میتواند از ساخت آثار پرانرژی و پرجزئیات، به یک خطابه شعاری و بیرمق سقوط کند. گویی روستایی این بار به جای فیلمنامه، یک رشته توییت طولانی و عصبانی را به تصویر کشیده است با این تفاوت که توییتر حداقل رایگان است و دو ساعت وقتتان را نمیگیرد.
از منظر کارگردانی، اثر چیزی بین «دوربین روی سهپایه فراموش شده» و «فیلمبردار سوار بر موتور بدون ترمز» است. میزانسنها تکراری، ریتم کشدار و تدوینی که مدام به تماشاگر یادآوری میکند ساعت چند است. نه تعلیقی وجود دارد، نه طراحی بصری خاصی؛ فقط ثبت تصاویر، بیهیچ جانمایهای.
قصهگویی هم فدای یک خط فکری باریک و از پیشتعیینشده شده: یک فمینیسم آبکی که نه عمق دارد، نه قدرت تحلیل، و نه حتی جرأت به چالش کشیدن خودِ ایده. شخصیتهای مرد کاریکاتوری و یکبعدیاند، زنان بیش از حد قربانی تصویر میشوند، و تمام روابط انسانی در سیاهی مطلق خلاصه شده است
شخصیتها بیش از آنکه انسان باشند، ایموجی هستند: 😡 برای مردها، 😭 برای زنها. حتی وقتی قرار است صحنهای احساسی باشد، بهجای همدلی، یک حس «باز هم این کلیشه» به تماشاگر منتقل میشود.
این نگاه سیاهنمایانه نه از جنس افشاگری اجتماعی که از جنس لجنپراکنی بیهدف است؛ انگار فیلمساز در پی آن بوده که صرفاً همهچیز را خراب و تلخ نشان دهد تا خودش را «شجاع» جا بزند، اما نتیجه چیزی جز خستهکردن تماشاگر و هدر دادن ظرفیت داستانگویی نیست.
در نهایت، زن و بچه بهجای آنکه یک روایت سینمایی با لایههای انسانی باشد، بیشتر شبیه یک بروشور سیاسی است که به زور در قاب سینما جا دادهاند. نتیجه؟ زن و بچه یک فیلم قوی نیست و نه حتی یک اثر تحریککننده مؤثر؛ بیشتر شبیه یک مانیفست عجولانه است و حتی ارزش یکبار دیدن هم ندارد مگر برای بررسی نمونهای از اینکه شعار چطور میتواند سینما را بکشد.
.
.
محمدامین عبدل نیا
مخاطب جدی/ ابد و یکروز ،متری شیش و نیم آقای روستایی










ثبت دیدگاه