نویسنده در این گزارش بنا به رعایت اصول حرفهای روزنامهنگاری به دلیل برخی اظهارات دلخراش پدر مبینا و یکی از اقوام نزدیک آنها از توصیف بخشهایی از این اظهارات خودداری کرده است.
محمد زارع»، پدر مبینا در مورد دخترش می گوید:
«برخی رسانهها و فضای مجازی سن دخترم را اشتباه اعلام کردهاند. مبینا، متولد ۱۳۸۴ بود و فقط ۲۰ سال داشت.
مبینا فرزند اول ما بود و وقتی چهارده، پانزده سال داشت یکی از نزدیکمان که شخص معتمدی است واسطه شد تا مبینا و متهم که متولد ۱۳۶۹ است و از اقوام دور ما محسوب میشود، با هم ازدواج کنند؛ آن فرد معتمد که واسطه شده بود، میگفت او پسر خوبی است.
اما همین پسر این بلا را سر مبینا آورد. در خاندان ما رسم است که دختر را سیزده، چهارده سالگی شوهر میدهند، اما هیچ کدام خوشبخت نشدهاند و همه با شکست مواجه شدهاند.»
طبق بررسیهای پلیس؛ مبینا بعد از اینکه از ماشین اسنپ پیاده شده، سوار ماشین متهم شده است. متهم ابتدا مبینا را در کارگاه کوره آلومینیومپزی پدرش سوزانده و بعد جسد سوخته را به باغ خانواده خود که در نزدیکی همان کوره آلومینیومپزی بوده، برده و دفن کرده
از آنجایی که آثار آتشسوزی در باغ وجود نداشته، مشخص است که متهم، مبینا را در کوره آلومینیومپزی انداخته و سپس به آن باغ برده و دفن کرده است.
یکی از اقوام نزدیک مبینا:
مبینا مترجم زبان بود و در یکی از هتلهای معروف تهران کار میکرد. او چند سال پیش با متهم عقد کرد، اما متهم مرتب او را تهدید میکرد که نباید کار کند تا اینکه دو سال پیش مبینا از طرف محل کارش مجبور شد به دوبی برود.
متهم هم تا متوجه ماجرا شد با اسید مبینا را تهدید کرد. متهم پس از این ماجرا بار دیگر مبینا را تهدید کرد و ماشین آنها در جاده چالوس دچار سانحه شد.
بعد از این تهدیدها مبینا درخواست طلاق کرد و طلاق گرفت. تا اینکه اول آبان ماه، مبینا به خواست متهم از خانه خارج شد و متهم، مبینا را به قتل رساند./ روزنامه اعتماد










ثبت دیدگاه