چندین روز پس از خودسوزی جوان اهوازی حالا کیهان سناریوی مورد پسندش را منتشر کرده است تا راهنمای کلی جریان متبوعشان باشد. در سناریوی کیهان خانواده بالدی بیستسال مشغول ویژهخواری بودهاند و حالا مسئولان باید جواب پس بدهند که چرا حقایق را نمیگویند. این گزارش احتمالا در روزهای آینده میتواند جرقه جدیدی در انبار نارضایتی مردم به ویژه در استان خوزستان ایجاد کند. کیهان نوشته:«طبق پیگیریهای خبرنگار کیهان در اهواز ماجرای احمد بالدی برخی حقایق ناگفته مانده است. دست کم چند گزاره مستند و قابل توجه در این پرونده وجود دارد:
۱. محل کسب خانواده بالدی، یک دکه ساده در حاشیه شهر نبود بلکه یک کافه رستوران در قلب پارک زیتون کارمندی بوده که محلهای بزرگ و مرفه نشین در کلانشهر اهواز به حساب میآید.
۲. این ملک متعلق به شهرداری اهواز بوده که طی قراردادی نامتعارف از تیرماه سال ۱۳۸۴ به مدت
۲۰ سال به پدر خانواده بالدی به بهای ماهانه ۶۵ هزار تومان اجاره داده شده بود.
۳. همین اجاره بهای ناچیز هم طبق گزارشها از سال ۱۳۹۷ پرداخت نشد و نهایتا این قرارداد پس از ۲ دهه، در تیرماه ۱۴۰۴ به اتمام رسید.
۴. شهرداری اهواز در این ۴ ماه پس از پایان قرارداد، سه نقطه جایگزین را برای جا به جایی کافه پیشنهاد داده، همچنین پیشنهاد استخدام یکی از اعضای خانواده در شهرداری اهواز نیز به پدر خانواده بالدی داده شد اما آنها همه این پیشنهادها را رد کردند.
۵. از همان تیرماه که قرارداد ۲۰ ساله با ماهی ۶۵ هزار تومان اجاره به پایان رسید و شهرداری برای باز پس گیری ملک خود اقدام کرد، پدر خانواده نیز تهدید به خودسوزی را آغاز کرد…. نکته دیگر در ماجرای اهواز، سکوت مسئولان مربوطه است. با وجود گذشت بیش از دو هفته از این اتفاق اما تاکنون هیچ کدام از مقامات مسئول محلی و کشوری به صورت رسمی به تشریح حادثه نپرداختهاند.»
روزنامه جوان را ببینید که چقدر دلش برای عباس عراقچی میتپد و وزیر خارجه را در میانه وظایف اصلیاش که همان کریخوانی فوتبالی و سفر استانی و خاطره بیمزه تعریف کردن است تنها نمیگذارد و سفت و سخت حمایتش میکند. جوان نوشته:«اصلاحطلبان چندی است که بنای تغییر وزیر خارجه را دارند و این هم فشاری دیگر بر دولت و بحرانزایی دیگری است.
این یک طرف کار. بعد جناح مقابل سوی دیگر طناب را میکشد. برخی مینویسند خاتمی که نگران مدیران دولت پزشکیان است، گویا خواهرزادههای دیگری هم دارد، چون همین حالا چهار تا از خواهرزادههای او در رأس بزرگترین هلدینگهای اقتصادی دولت و کشور هستند. ممکن است کسانی حرف تازه رئیسجمهور را که گفت «بسیاری از مدیران ما دانش مناسب کار ندارند. فقط بر سر سمتهای مدیریتی با هم میجنگند»، شاهد حرف خاتمی بگیرند، اما مسئله اینجاست که اصلاحطلبان سه دهه در قوه مجریه بودهاند و همین حالا بیشتر مدیران میانی از همین جریان هستند، و هرکس خلاف آن را میگوید، یا نمیبیند یا خود را به نفهمی زده است. درباره حمله به عراقچی معتقدم او هر کاری که باید در سمت وزیر خارجه برای راهاندازی یک مذاکره شرافتمندانه میکرد، کرده است و اکنون این امریکاست که دست او را خالی کرده است، اما اصلاحطلبان اصولاً مذاکره با «شرافت» را هضم نمیکنند. از عراقچی انتظار دارند هر روز خلافواقع بگوید و تقصیر این وضعیت مذاکرات را به گردن نظام بیندازد، تا «امریکای اصلاحطلبان» مبادا که بدهکار ما شود!»
این را یک جایی یادداشت کنید که بعدا زیرش نزنند و نگویند ما نگفتیم. روزنامه وطن امروز در تحلیل انتخابات پارلمانی عراق نوشته:«در نگاه نخست، پیشتازی لیستهای وابسته به «محمد شیاع السودانی» و ائتلاف تقدم به رهبری «محمد حلبوسی» توجهها را جلب کرد. اما در عراق معیار اصلی قدرت، «نتیجه بیرون از پارلمان» نیست، بلکه توانایی ایجاد بزرگترین فراکسیون در زیر سقف پارلمان تعیینکننده است. بر اساس نظامنامه داخلی مجلس، نهادی که بتواند فراکسیون اکثریت را بسازد، اختیار معرفی نخستوزیر و تشکیل دولت را به دست خواهد گرفت. اینجاست که نقش جریانهای شیعی برجسته میشود. مجموعه این جریانها از گروههای بزرگ گرفته تا لیستهای کوچکتر در مجموع ۱۹۶ کرسی کسب کردهاند؛ رقمی که از زمان سقوط صدام تاکنون بیسابقه است. این حجم از حضور شیعیان نشان میدهد بر خلاف برخی پیشبینیها درباره کاهش مشارکت شیعیان یا احتمال بازگشت نیروهای نزدیک به حزب منحل بعث، جامعه عراق به سمت تثبیت موقعیت سیاسی خود حرکت کرده است.»










ثبت دیدگاه