پنج‌شنبه, 17 اردیبهشت 1405 Thursday, 7 May , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 50379 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد دیدگاهها : 2738×
عدم فرزندآوری؛ یک اعتراض خاموش به آن چه در پیش است
5 آذر 1404 ساعت: 15:51
شناسه : 319210
5
جنگ، خشکسالی، گرانی؛ سه قاتل نسل آینده ایران

چه بر سر این سرزمین آمده که نسلش از زاد و ولد بریده است؟ پاسخ ساده است: حساب دخل و خرج با زاد و ولد نمی‌خواند.

منبع : امتداد
پ
پ

 ایران امروز در میانهٔ سکوتی آزاردهنده یک زلزلهٔ جمعیتی را تجربه می‌کند. آنچه دهه‌ها پیش با نرخ باروری بالای شش فرزند آغاز شد، حالا در پاییزِ ۱۴۰۴ به خطری ساختاری بدل شده است: تولدها افت کرده‌اند و نرخ باروری کشور به سطحی زیر جانشینی نزدیک شده است. برخی برآوردها حکایت از تداوم سقوط تا حوالی ۱.۴ ۱.۶ فرزند به ازای هر زن دارند و هشدارهایی نیز از امکان افت تا کمتر از ۱.۴ مطرح شده است.‌برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که ایران طی ۶۰ تا ۷۰ سال آینده به جمعیت ۴۰ میلیون خواهد رسید.

این ارقام نشان می‌دهند سیاست‌های گاه پرطمطراق «ترغیب فرزندآوری» در مقابلِ روندهای واقعی جامعه عاجزند.‌اما چه بر سر این سرزمین آمده که نسلش از زاد و ولد بریده است؟ پاسخ ساده است: حساب دخل و خرج با زاد و ولد نمی‌خواند. در ایران امروز، اقتصاد اولین دشمن تولد است. نرخ تورم رسمی سال ۱۴۰۴ حدود ۴۵ درصد اعلام شده، اما تورم خوراکی‌ها در ماه‌های تابستان و پاییز تا ۶۵ درصد جهش داشته است.‌

یعنی هر خانواده در طبقه متوسط، حتی اگر درآمدی بالاتر از میانگین داشته باشد، هر ماه از پسِ تأمینِ نان و اجاره و قبوض برنمی‌آید. اجاره‌بهای متوسط یک آپارتمان ۸۰ متری در تهران بین ۱۸ تا ۲۵ میلیون تومان در ماه است. برای یک زوج جوان، خرید مسکن رؤیایی است که طبق تحلیل‌ها بین ۶۰ تا ۸۰ سال پس‌انداز کامل حقوق نیاز دارد.‌ نکته مهم آنکه ایران از منظرِ منابع زیستی و زیرساختی در شرایطِ نامتعادلی قرار دارد که «ظرفیت جمعیتیِ اضافی» را نه به‌صورت نظری بلکه به‌صورت عملی محدود می‌کند. این مصیبتِ آب، دیگر یک مسئلهٔ محیطی نیست و به‌سرعت به محدودیتِ توانِ تأمینِ معیشت و سلامت جمعیت بدل شده است.

اگر تهران را میزِ سنجشِ خدمات بدانیم، سرانهٔ تختِ بیمارستانی، فضای آموزشی و ظرفیتِ خطوط حمل‌ونقل در بسیاری نقاط نزدیکِ اشباع‌اند. از طرفی نسل جدید، بر خلاف نسل گذشته که فرزندآوری امری طبیعی و بدون برنامه‌ریزی دقیق بود، نسبت به مسئولیت خود در قبال تربیت و آینده کودک بسیار حساس شده‌اند.‌ منطق آن‌ها می‌گوید اگر نمی‌توانیم بهترین شرایط روانی، عاطفی و مالی را برای یک کودک فراهم کنیم، بهتر است اصلاً او را به دنیا نیاوریم.

زندگی در یک منطقه پرتنش جغرافیایی و تحت تهدیدهای امنیتی (مانند تحریم‌ها، درگیری‌های نیابتی و احتمال جنگ) یک استرس مزمن و ترس از آینده ایجاد می‌کند.‌از طرفی وقتی مردم به آینده جمعی جامعه خود امید نداشته باشند، طبیعی است که تمایلی به سرمایه‌گذاری عاطفی و مادی در آن آینده از طریق فرزندآوری نداشته باشند. این پرسش مطرح می‌شود: آیا می‌خواهم فرزندم را در جامعه‌ای با این شرایط سیاسی و اجتماعی بزرگ کنم؟ ظاهرا مردم به طور غریزی در حال حفاظت از فرزندان فرضی خود در برابر جهانی هستند که آن را ناامن و ناعادلانه می‌بینند…

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.