فقط مانده بود حمله امریکا به تاسیسات هستهای ایران را به گردن حسن روحانی و جواد ظریف بیاندازند که به لطف کیهان قفل این مرحله از توهم و دروغ و تهمت هم با موفقیت باز شد. کیهان بنوشته:«در حالی که رئیسجمهور آمریکا با وقاحت تمام اعلام میکند ما مراکز هستهای ایران را نابود کردیم و مجلس شورای اسلامی در یک اقدام منطقی و متناسب با خواست ملت، قانون تعلیق همکاری با سازمان بینالمللی انرژی اتمی را تصویب میکند و رئیسجمهور کشورمان این قانون را برای اجراء، ابلاغ میکند، در همین شرایط، برخی در داخل بر طبل مذاکره با آمریکا میکوبند و برای پیشبرد این برنامه ذلیلانه خود به سراغ همان کسانی میروند که وضعیت امروز کشور و رفتار ترامپ در برنامه هستهای ایران محصول اقدامات 8ساله این افراد بوده است. در همین رابطه روزنامه اصلاحطلب «آرمانملی» در مطلبی، پیشنهاد داده که حسن روحانی و محمدجواد ظریف بهعنوان نمایندگان ویژه برای دیدار با ترامپ یا مقامات غربی به کاخسفید بروند…. این درخواست، در حالی مطرح میشود که عملکرد این دو چهره در توافق برجام، هنوز یکی از سؤالبرانگیزترین و پرچالشترین تجربههای دیپلماتیک جمهوری اسلامی محسوب میشود؛ توافقی که نهتنها منافع اقتصادی وعدهدادهشده را محقق نکرد، بلکه با خروج ناگهانی ترامپ از آن، عملاً به عاملی برای افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران تبدیل شد و حمله به سه مرکز هستهای ایران توسط آمریکا محصول عملکرد همین آقایان بوده است.»
دوستان عزیز ما که در هیچ لایهای از تصمیمسازی نظام حضور ندارند و تایید صلاحیتشان هم به دلایل خانوادگی با اما و اگر همراه بوده از دروازههای گشاد صدا و سیما به راحتی راهی آنتن زنده میشوند و هرچه دلشان میخواهد میگوید تازه یک روزنامهای هم پیدا میشود که حرفهایشان را تئوریزه کند. روزنامه جوان را بخوانید:««شاید برای کشتیهای اقیانوسپیما نیازمند غنیسازی ۹۰درصد باشیم که انجام میدهیم»، این گزاره را اخیراً علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی عنوان کرده است…این موضوع نه تهدید است، نه شعار، بلکه بخش طبیعی توسعه توان دریایی یک کشور مستقل در دنیایی پرمخاطره است. مسیر پیش رو روشن است: یا باید وابسته بمانیم و در بنادر دیگران برای سوختگیری صف ببندیم یا باید صاحب چرخه سوختی باشیم که دریا را برایمان بیانتها کند. اگر غنیسازی ۹۰درصد بخشی از این راه باشد، پس تردیدی نیست، این کار انجام میشود.»
همدلی و پیوستگی مردم ایران در روزهای جنگ عدهای را بر آن داشته تا اصرار کنند ایران بدون جمهوری اسلامی معنی ندارد و هرکس از ایران پشتیبانی میکند لاجرم روی دیگر سکهاش حمایت از نظم سیاسی مستقر در ایران است. از جمله روزنامه وطن امروز که نوشته:«میتوان گفت ایران، فراتر از یک واحد سیاسی مدرن مانند دولت – ملت اروپایی، یک موجودیت زنده اخلاقی – تاریخی است. ایرانی بودن، یک وضعیت وجودی است، نه یک قرارداد حقوقی یا جغرافیایی صرف. وقتی ما از جنگ چالدران به عنوان جنگ ایران و عثمانی یاد میکنیم، از همین وضعیت وجودی سخن میگوییم؛ وضعیتی که در آن، ملت و دولت به مثابه ۲ روی یک سکه دیده میشوند و حاکمیت، بازتابی از اراده تاریخی ملت است، حتی اگر این حاکمیت، در عمل دچار خطا یا انحراف شود. از این رو، اگرچه ما میتوانیم به نقد نظام سیاسی بپردازیم اما نمیتوانیم میان ایران و جمهوری اسلامی مرز بکشیم؛ بیآنکه به همان امر اخلاقی و تاریخی که ما را به عنوان یک ملت تعریف کرده، خیانت کرده باشیم.»










ثبت دیدگاه