در حالی که شعار دولتهای مختلف در دهههای اخیر جوانگرایی و استفاده از ظرفیت جوانان بوده است، گیلان همچنان با چالش مزمن «ماندگاری مدیران سالخورده» دستوپنجه نرم میکند. سالهاست چهرههایی تکراری بر صندلیهایی تکیه زدهاند که قرار بود محل ظهور اندیشههای نو و نخبگان جوان باشد. اما گویی این صندلیها به مالکیت مادامالعمر برخی تبدیل شدهاند؛ چنانکه نه نیروی تازهنفس را به رسمیت میشناسند، نه حتی صدای تغییر را میشنوند.
در این گزارش مسئله آدمها نیستند، بلکه تکرار آنهاست؛ تکراری که در گذر زمان، سازمانها را به فرسودگی میکشاند و اجازه نمیدهد هیچ ساختاری پوستاندازی کند. هر ساختار مدیریتی که به نوگرایی بیاعتنا باشد، ناگزیر به رکود دچار میشود، و این همان اتفاقیست که امروز در بسیاری از ادارات، نهادها و مراکز مهم گیلان به وضوح دیده میشود.
در دل این ساختارهای سالخورده، صدها جوان تحصیلکرده، توانمند و نخبه منتظر فرصتی برای درخشیدن هستند؛ اما انتظار آنها نه به فرصت، که به ناامیدی ختم میشود. بسیاری راه مهاجرت را انتخاب میکنند؛ برخی دیگر خانهنشین میشوند و عدهای هم با تماشای این چرخه معیوب، انگیزه خود را از دست میدهند. گیلان نه کمبود استعداد دارد، نه کمبود انگیزه، آنچه کم دارد، جای خالی برای جوانان است.
مدیرانی که سالها وقت خود را وقف سازمان کردهاند، دیگر نوبت آن رسیده که با نوههایشان بازی کنند ولی همچنان صندلیها را رها نمیکنند. شاید زمان آن است که این پیشکسوتانِ محترم بهجای اصرار بر تداوم در مدیریت، نقش تازهای در زندگی برعهده گیرند.
واقعیت تلخ این است که برخی صندلیها سالهاست رنگ تغییر را ندیدهاند و همین ایستایی مدیریتی، به ضعف عملکردی در بخشهای مختلف انجامیده است. فرسودگی نه تنها در سیاستگذاریها، بلکه در ساختارهای اجرایی، کیفیت خدمات و اعتماد عمومی نیز خود را نشان داده است.
اکنون وقت آن است که تصمیمگیران ارشد کشور و استان، نگاه تازهای به مسئله مدیریت در گیلان داشته باشند. اگر مدیران سالخورده همچنان به صندلیهای خود علاقه دارند، شاید وقت آن باشد که همان صندلیها را با خود به خانه ببرند و راه را برای جوانانی باز کنند که نهتنها مستحق فرصت، بلکه آماده مسئولیتاند.
گیلخبر به زودی طی سلسله مطالبی به معضل مدیران سالخورده و تکراری در گیلان خواهد پرداخت.










ثبت دیدگاه