جنگ که از یک در وارد کشور شد، بیکاری هم از در دیگری مهمان ناخوانده زندگی مردم شد. خیل تعدیل نیروها و اخراجها، صف طویل درخواست برای برقراری مقرری ناچیز بیکاری، بسته شدن واحدهای اقتصادی بخش خصوصی و نیمه خصوصی همگی سوغات جنگی بود که کوس هولناک آن از ماهها قبل به گوش میرسید.
خانهنشین شدن خبرنگاران و روزنامهنگاران در ایران در وضعیتی رخ داد که چشم بسیاری از رسانهها و خبرنگاران جهان به بحران خاورمیانه و ایرانی که که درست در میانه این بحران قرار دارد دوخته شده و همه به دنبال کسب تازهترین ونابترین خبرها از این شرایط استراتژیک و بحرانی هستند.
حالا خبرنگاران ایرانی که در قلب این حوادث زندگی میکنند و از آن تاثیر و تاثر میپذیرند به جای مخابره تازهترین اخبار این حوادث و قرار گرفتن در جایگاه یکی از مهمترین منابع خبری جهان به شیوهای مضحک و غمانگیز به گوشه بیکاری کشانده شدهاند. بیراه نیست اگر بگوییم که خبرنگاران وابسته به رسانههای مستقل را چنان گرفتار در غم نان و معاش کردهاند که به جای منبع خبر تبدیل به نظارهگران اخبار جنگ شدهاند.
«افشین امیرشاهی، عضو سابق هیئت مدیره و دبیر کنونی کمیته عضوگیری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران و سردبیر روزنامه هفت صبح است که تجربه ۳۳ سال روزنامهنگاری را در کارنامه حرفهای خود به یادگار دارد.
تجربه پررنگ خبرنگاران و روزنامهنگاران با بیکاری و تعدیل نیرو
او که بخشی از روزهای پرفراز و نشیب رسانه در ایران را به چشم دیده است در گفتگو با فصل سوم از تجربههای متعدد اهالی رسانه از تعطیلی و بیکاری میگوید: آنقدر ما اهالی رسانه اعم از خبرنگار، روزنامهنگار، عکاس خبری و سایر فعالان این حوزه این روزها را تجربه کردهایم که بیراه نیست اگر بگویم در برابر این پدیده کمی بیشتر تابآوری داریم.
امیرشاهی توضیح میدهد: در سالهای گذشته بسیاری از رسانهها و روزنامههایی که به بار نشسته بودند، بسته شدند و بسیاری از خبرنگاران و روزنامهنگاران به ناچار دست به مهاجرت زدند، برخی دیگر هم به سایر مشاغل روی آوردند. این درحالی است که اگر رسانهها آزاد و مستقل بودند و میتوانستند صدای جامعه را به راحتی منعکس کنند، قطعا وضعیت بهتری داشتند.
عضو سابق هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران تاکید میکند که شهروندان برای آگاهی از اتفاقات رخ داده در کشور در بزنگاهها و حوزههای مختلف باید به رسانهها مراجعه کنند و رسانه ابزاری برای تحقق «حق دسترسی شهروندان به اطلاعات» است: تعدیل نیرو و اخراجهای گسترده در رسانهها و دستمزدهای به شدت پایین اهالی رسانه باعث تضعیف رسانه و درنتیجه تحدید و مخدوش شدن این حق شهروندان میشود.
کاهش اعتماد و شفافیت به دنبال تضعیف رسانهها
او اضافه میکند: تضعیف رسانه و اهالی رسانه باعث میشود که اطلاعات به صورت ناقص منتشر شود و شهروندان قادر به داشتن تصویری واقعی از جامعه نباشند، موضوعی که بر آگاهی عمومی جامعه تاثیری منفی بر جای میگذارد.
امیرشاهی به تاثیر تضعیف رسانهها بر حق نقد و اظهارنظر شهروندان هم اشاره میکند: شهروندان حق اظهارنظر و نقد مسائل جامعه را دارند و رسانه بستر لازم برای رسیدن صدای مردم به گوش مسئولان را فراهم میکند اما رسانهها در این زمینه همیشه با محدودیت مواجه بودهاند، وضعیتی که امروز بدتر هم شده است. در نتیجه این شرایط از یک سو مردم احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود و از سوی دیگر اعتماد اجتماعی کاهش مییابد.
امیرشاهی از وظیفه خبرنگاران برای پیگیری مسائل، انتشار اطلاعات و فراهم کردن امکان نظارت عمومی بر نهادهای قدرت میگوید: وقتی رسانه تضعیف و خبرنگاران و روزنامهنگاران با حجم وسیعی از تعدیل نیرو مواجه میشوند، این نظارت عمومی هم تضعیف میشود. کاهش شفافیت، کاهش پیگیری مسائل شهروندان، انجام نشدن نظارت عمومی بر نهاد قدرت و تضعیف پیگیری فساد و ناکارآمدی در سطوح مختلف جامعه از تبعات چنین وضعیتی است.
عضو سابق هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران زمانی را یادآوری میکند که روزنامههای موسوم به «روزنامههای دوم خردادی» را یکی پس از دیگری تعطیل کردند: از آن زمان روزنامهنگاران پیشکسوت تاکید میکردند که رسانه میتواند بر عملکرد نهادهای قدرت نظاره کند اما همان زمان مدیریت کشور با تعطیلی رسانهها به سمت تضعیف آنها قدم برداشت. این درحالی است که تقویت رسانه در واقع تقویت حق جامعه بر نظارت نهاد قدرت است.
امیرشاهی، این تعدیل نیروی گسترده در رسانهها و حتی تعطیلی خود رسانهها را عاملی میداند که منجر به تضعیف جریان اطلاعرسانی حرفهای میشود: خبرنگاران و روزنامهنگاران حرفهای، فعالیتی تخصصی دارند. آنها مسائل را راستیآزمایی میکنند و تنوع منابع را در نظر میگیرند و در نهایت مطالبی قابل قبول تولید و منتشر میکنند. وقتی خبرنگارانی که سالها در حوزهای فعالیت کرده و به توانمندی رسیدهاند به دلیل وضعیت اقتصادی کشور ناگهان خانهنشین میشوند، عملکرد رسانههای حرفهای هم تضعیف میشود.
قطع اینترنت و تضعیف درآمد رسانهها همزمان با آغاز جنگ
او قطع اینترنت را مهمترین عامل تضعیف درآمد رسانهها و در نتیجه تعدیل نیروی گسترده همزمان با آغاز جنگ میداند: اینترنت ابزار کار رسانه است. روزنامهها و سایر رسانهها برای کسب درآمد از منابع مختلف آگهی میگرفتند و منتشر میکردند اما در حال حاضر به دلیل قطع اینترنت از آغاز جنگ تا کنون، بخش قابل توجهی از درآمد رسانهها از بین رفته است. به صورت کلی قطع اینترنت باعث توقف درآمد میلیونها نفر از شهروندان شده که هر یک از آنها میتوانستند از طریق آگهی و سایر همکاریهای درآمدزا با رسانهها همکاری کنند.
سردبیر روزنامه هفت صبح به تاثیر جنگ بر فعالیت رسانهها هم اشاره میکند: روزنامه ما در طول جنگ هم منتشر شد اما به دلیل وضعیت حاکم بر آن روزها روزنامهها ناچار شدند، تیراژ خود را کاهش دهند و توزیع خود محدود کنند و حتی به شکل آنلاین و PDF صفحات خود را منتشر کنند.
او میگوید: در حال حاضر کشور دچار بحران بزرگ اقتصادی شده است که میتواند بحرانهای دیگری را ایجاد کند. کاهش درآمد و کاهش کیفیت محتوای رسانهها از جمله بحرانهایی است که دامنگیر رسانههای فاقد درآمد میشود. زیرا این رسانهها چارهای جز تعدیل نیروهای خود ندارند.
امیرشاهی به تفاوت رسانههای دولتی و رسانههای مستقل در شرایط فعلی اشاره میکند: شرایط موجود باعث خارج شدن رسانه از حالت رقابتی میشود به این معنا که برخی رسانهها منابع دولتی یا منابع رانتی وابسته دارند. رسانههایی که به این منابع دسترسی دارند به کیفیت محتوا توجه چندانی نمیکنند. صفحات اول برخی از این نوع روزنامهها مطالبی بیان میشود که حرف و دغدغه مردم نیست.
رسانههای وابسته به منابع قدرت دغدغه مخاطب ندارند
به گفته این روزنامهنگار، رسانههای وابسته به دلیل نزدیک بودن به منابع قدرت نه دغدغه جذب مخاطب دارند و به دنبال کسب درآمد هستند. اما رسانههای مستقل به دلیل مشکلات مالی یا تضعیف یا تعطیل میشوند در نتیجه تنوع رسانهای کاهش یافته و نوآوری و نقد و کیفیت جای خود را به تکرار و یکنواختی میدهد.
به باور امیرشاهی، حالا زمان آن است که مجموعه مدیریت کشور تدبیری بیندیشد، در نظر گرفتن وامهای ۷ و ۸ میلیاردی برای رسانههای مستقل میتواند کارگشا باشد. تخصیص این مبالغ در برابر حجم پولهایی که در کشور هزینه میشود خیلی چشمگیر و قابل توجه نیست اما میتواند به تقویت و نجات رسانهها و جریان اطلاعرسانی کمک کند.
عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران تاکید میکند که همه این اتفاقات باعث ورود آسیب به مرجعیت رسانهای کشور شده است. از طرف دیگر وقتی مخاطب مشاهده میکند که رسانههای تعطیل شدهاند یا نیروهای خوشقلم و با کیفیت خود را از دست دادهاند به دنبال منابع جایگزین میگردد و به سمت خارج از کشور یا سایر سایتها و منابع میرود. به دنبال این رویکرد به تدریج مخاطبان اخبار منتشر شده در داخل را با تردید میپذیرند. قطع اینترنت ضربه بسیار بزرگی به رسانههای داخل زده است و رسانهها در مسیر سقوط قرار دارند.










ثبت دیدگاه